farnaz.kh
قطارها بیهوده میپرسند چی ؟ چی ؟ نمی دانند در انتهای ریل ها هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست …
farnaz.kh
هیچ عروسکی پیر نمی شود ، دخترها مهربان ترین مادرانند …
farnaz.kh
ﺟﺴﻤﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﮑﺎﺭ ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺫﻫﻨﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺠﺴﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﯾﺴﺖ !
farnaz.kh
هوا ســرد است اما سرما نمیخورم ، تــو نگران نباش ، کلاهی که ســرم گذاشتی تا گردنم را پـوشانده است ...
farnaz.kh
زنان پایین شهر ریاضی دانان بزرگی هستند آخر هیچ ارشمیدسی نمیتواند نیم کیلو گوجه را به نام آبگوشت بین سیزده نفر تقسیم کنــد ......