آروین
یادت هست می گفتی صدای من - این من در سوگ سلام ستاره نشسته - به آواز غمگنانه ی قنات خشکیده می ماند ؟ - وقتی که اسبهای عرق کرده ی باد یالایال می تازند - و چاه های تشنه عبورشان را - های می کشند - در برهوت شنپوش
آروین
در دیدار نخست آن همه خورشید - دستادست تو بودم - گفتی : سه قلب سر به زیر نشانی خانه ی اوست - و باد بی قرار - روسری سیاه تو را به نام من دزدید - در زدیم - صدای سرفه خبر از آمدنش می داد -
آروین
ناظم ما می گفت - پیش بزرگترها فظولی موقوف - و من فضول بودم - نه به وسعت سینه ی سکوت - نه سربراه مشق مسیر مدرسه - تجدیدی هزار مرتبه نوشتن تکرار - نخواهد شد - تجدیدی دوستت دارم گوشه ی کتاب جبر
آروین
تنها برای تو می نویسم بی باران - سیاه پوس دل سفید - دل سفید مو سیاه - مو سیاه رو سفید - رو سفید آسمان و آینه - گفتی ناقدان نادان این کرانه - در علت اعتمادت به دریا خیالبافی خواهند کرد - حق با تو بود
آروین
چراغش در بی چراغی این خانه می سوخت - و دلش از بی خیالی این جماعت - تنها در این خانه گربه ها شاخ می زدند - تنها در این خانه - سکوت علامت - بیداری ترانه بود - وقتی درخت را به جرم جوانه قرنطینه می کردند -
هذيان با آيينه
شاید این دوشنبه بیاید شاید...