آروین
*مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.
آروین
*به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده...
آروین
جوابش تلخ بود دردی هزار ساله جمجمه ی پدرانمان خشت مناره ی چنگیز است بهترین خاطراتمان از اسکندر به جا مانده در بهار بی بار و برگی زیسته ایم چگونه می خواهی چنارمان سبز باشد ؟ در پناه سه استکان حقیقت گریستیم پاسفت کرده بود
آروین
گفتی : گواه گریه خدا داد است بعد از آن بود که معنی نمنکی آسمان را فهمیدم بعد از آن بود که ارتفاع علاقه ایمان آوردم بعد از آن بود که دستهای من موطن تمام ترانه های باران شد
آروین
واپسین سط تمام نامه ها به هزار بوسه ی ساده می انجامید به دل دل دوباره ی دیدار به عبور سر نیزه ی نیاز از بناگوش گناه
بیادتون هستیم : )
14 سال و 5 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 58 دقيقه قبلبازم جای شکرش باقیه که هستن کسانی که به یادمون هستن
14 سال و 4 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 5 دقيقه قبل: )
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 8 دقيقه قبل