آروین
خدایا از تو معجزه میخواهم معجزه ای بزرگ در حد خدابودنت تو خود بهتر میدانی معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند.... ناامید نیستم فقط دلتنگم ...
آروین
ببخش که گاهی بهانه ات را می گیرد ... یادش میرود که رفته ای ... دل است دیگر ...هنوز هم تو را می خواهد..........!
آروین
زیر باران خیس شدن لذت دارد ، اما زیر باران تنها ، با یاد دیگری خیس شدن ذلت دارد !
آروین
یادمان باشد اگر دور شدیم....از صدای نفس خاطره هاست که هنوز دلگرمیم
آروین
بوی تازگی دارد هنوزم پیراهنت منتظرم تا یوسفم شوی و باز هم در آغوشم کشی افسوس که دیگر کسی داستان یوسف را باور ندارد و من بوی پیراهن تو را
آروین
این روز ها سیگارم را نصفه میکشم . چون تو همیشه میگفتی یک نخ روشن کن دوتایی بکشیم ...
آروین
خيلي حس بديه كه يك نفر رو از جونت هم بيشتر دوست داشته باشي ولي بدوني كه هيچ وقت بهش نمي رسي .
آروین
آموختم کسی که یادم نکرد من یادش کنم شاید او از من تنهاتر است...
آروین
یا من اشتباه میبینم یا دروغ بود همه حرفات بله رو بگو گل من تو ازم خیری ندیدی آرزوم بود که ببینم که تو تو رختای سفیدی حالا هردو حلقه داریم تو تو دستت من تو چشمام تو زدی من اما موندم زیر قولت روی حرفات ..
آروین
رفت بي آنکه مرا بخدا بسپارد.... نميدانم خدا رافراموش کرد يا مرا
آروین
خسته از فریاد ... خسته از دیوار ...
آروین
افسانه ها را رهاکن. دوری و دوستی کدام است؟! فاصله هایند که دوستی را می بلعند... ... تواگرنباشی دیگری جایت را پرمی کند به همین سادگی