آروین
حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه میکنی وقت رفتن است... باز هم همان حکایت همیشگی... پیش از اینکه باخبر شوی ...لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود آی ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر میشود....
آروین
لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی !
آروین
صبر کن ! برگرد... چمدان هایمان اشتباه شده دلم را بجای خاطراتت برده ای ..
مرسي پسردايي 
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایل