آروین
ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﻣﻨﻮ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﭼﺸﻢ ﻓﺎﻧـﻮﺳﻤﻮ ﺑﺴﺘﻦ ﺗﻮ ﻣﻴـﮕﻲ ﺧﺪا ﺑﺰرﮔـﻪ ﻣﺎﻫﻮ ﻣﻴﺪه ﺑﻪ ﺷﺐ ﻣﻦ ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ آﺧﻪ دﻟﻢ ﺑﻮد اوﻧـﻜﻪ اﻓﺘـﺎده ﺑﻪ ﺧﺎﻛﻪ ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﺳﺮت ﺳﻼﻣﺖ آﻳـﻨـﻪ ﻫﺎ زﻻل و ﭘـﺎﻛـﻪ
آروین
ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﻮي ﻣﻮج ﺑـﻼ واﺳﻪ ﺗﻮ دﺳﺘﺎﻣﻮ ﻗﺎﻳﻖ ﻣﻲﻛﻨﻢ اﮔـﻪ ﻣﻮﺟـﺎ ﺗـﻮ رو از ﻣﻦ ﺑﮕﻴـﺮن ﻗﻄﺮه ﻗﻄﺮه آب ﻣﻲﺷﻢ دق ﻣﻲﻛﻨﻢ واي ﻛﻪ دﻟﻢ ﻃﺎﻗﺖ دوري ﺗﻮ ﻫﻴﭻ ﻧﺪاره ﺑـﻐـﺾ ﻧـﺒﻮدن ﺗـﻮ اﺷـﻜـﺎﻣﻮ در ﻣﻴـﺎره
آروین
ﺷﺐ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﻏﻢ اﺷـﻚ ﻣـﻦ ﻣﻴـﺸـﻪ ﺳـﺘـﺎره ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ ﺑﻪ اﺑﺮا ﻣﻴﺪم آﺳـﻤـﻮن ﺑـﺎرون ﻣـﻴﺒﺎره
آروین
تو یه تاک قد کشیده پا گرفتی روی سینهام واسه پا گرفتن تو عمریه که من زمینم راز قد کشیدنت رو عمریه دارم میبینم داری میرسی بخورشید ولی من بازم همینم
آروین
اشکای یخیمو پاک کن درای قلبتو وا کن صدای قلبمو بشنو من چه کردم با دل تو کاشکی تو لحظه ي آخر عشقو تو نگام میخوندی قلب تو صدامو نشنید
آروین
نفهمیدیم چطور شد ، چی خوردیم از کجا ! کردن پاچه مون به اسمه مذهب و دین و خدا ! فرهنگ ما کجا رفت ؟، از کجا رسیدیم به کجا؟ کجایین ؟ کجایین ؟ ای فردوسی ، ای دهخدا؟ تا کی همواره غمگین به آهنگ عزا؟ تا کی دل های رنگین پر باشن از رنگ سیاه؟ از دست این غارتگرا به کی ببریم پناه؟ دستـشون پـر از خونو ، جیـبا پر از طلای سیاه
آروین
آهای جماعت بی تفاوت بی مرام چی شده ساکتین نکنه دیگه منو نمیشناسین من همونم که از 24 ساعت 17 ساعت اینجا بودم حالا 10 روز نبودیمو تو یه جلسه شماشرکت نکردیم باید اینجوری با ما رفتاربشه به قول استا این حقیقته از دل برود هر آنکه از دیده رود...
آروین
سلام به همه با معرفتا وبی معرفتا