آروین
صبر کن ! برگرد... چمدان هایمان اشتباه شده دلم را بجای خاطراتت برده ای ..
آروین
ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﺎر ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺳﻜﻮﺗﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﺎ ﻗﺒﻞ از ﻫﺮﻓﺮﻳﺎدي ﻻزم اﺳﺖ
آروین
حرف کمی نیست .. وقتی کسی باشد که تو را انگونه دوست بدارد که میخواهی ، نه میخواهد....
آروین
زیر باران خیس شدن لذت دارد ، اما زیر باران تنها ، با یاد دیگری خیس شدن ذلت دارد !
آروین
نفسم باکره بود ...! آمدی... دميدی... شهوتش به جام نخريدی... حالا با هر دم و بازدم ... ... ... ... کودکت ميخواند تو را... و امّا به که گويم درد شبهايی که نفسم در سينه حبس . . . ولي بوي تورا ميدهد !!؟؟؟
آروین
روزگاری خواهد رسید.....همچنان که در آغوش دیگری خفته ای به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی..
آروین
دنبالر دلم که میگیرد گاهی... یاد تو آرامم می کند...
آروین
قسم به نغمه ی باران بمان بهانه ی من ... بدون تو تپش آفتاب کم رنگ است ... به هر کجا که روی هر زمان و هر لحظه ... دلم همیشه برای تو تنگ است ...
آروین
گم شده ام جایی میان فراموشی های تو! گاهی... تنها گاهی بیا و پیدایم کن...
سلام پسر دايى
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایلسلام دختر عمه جان خوبی خسته نباشی
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبل