آروین
برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد
آروین
آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد، زندگی به رنج كشیدنش می ارزد.
آروین
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
آروین
وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم داغ دلم تازه میشه زمزمه های خوندنم وسوسه های موندنم با تو هم اندازه میشه...
آروین
کرشمه ي درآمد دگر تخته پاره به امواج دريا سپرده ام من زمام حسرت به دست دريغا سپرده ام من همه بودها دگرگون شد
آروین
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد..
آروین
گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان مات، که حتی مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه برهمزدنی...
آروین
هان اي طبل گران زين پس خاموش بمان به چكاوك اما نتوان گفت مخوان ...
آروین
اﻳﻦ ﻫـﻤﻪ دردﺳﺮ، ﻓﺎﻳﺪه ﻧﺪاره دﻳﮕﻪ ﺗﻮ، ﺗﻮ دﻟﻢ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﺪاري...
آروین
بسه اگه تا امروز تکرار تو رو داد بر باد فردا رو بساز از نو دیروز رو ببر از یاد
آروین
ﻧـﻤﻴﺪوﻧﻲ ﭼـﻪ ﻏـﻢ ﺗـﻠـﺨـﻴـﻪ ﻣﻮﻧﺪن ﻣﻮﻧﺪن و ﺑﻪ روي ﺧﻮد درﻫﺎ رو ﺑﺴﺘﻦ رﻓـﺘـﻦ از ﻳـﺎد ﻫـﻤـﻪ ﻣﺜﻞ ﻳﻪ ﻗﺼﻪ ﺗﻮ ﻓﺮاﻣﻮﺷﻲ ﺑﻪ ﻣﺮگ ﺧﻮد ﻧﺸﺴﺘﻦ...
آروین
ﻏﻢ روي ﻗﻠﺐ ﺧﺴﺘﻪي ﻣﻦ ﺧﺰه ﺑﺴﺘﻪ ﻃﺎﻗـﺘـﻢ ﻣـﺜﻞ دﻟـﻢ در ﻫـﻢ ﺷـﻜـﺴﺘﻪ دوﺳﺖ دارم ﺟﺎري ﺑﺸﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ اﻣﺎ ﻧـﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺧـﺴـﺘﻪام ﺧﺴﺘﻪي ﺧﺴﺘﻪ...
آروین
ﺗـﻮ ﻏـﻢ اﻳـﻦ دل ﺗـﻨﮕﻮ ﻧﻤﻴﺪوﻧﻲ ﻗﺼﻪي اﻳﻦ ﺧﺴﺘﻪ رﻧﮕﻮ ﻧﻤﻴﺪوﻧﻲ ﺗﻮ ﭘﺮ از رﻫﺎﺋﻲ ﻓﻜﺮﻫﺎي آﺑﻲ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﺎري ﺳﻨﮕﻮ ﻧﻤﻴﺪوﻧﻲ...