آروین
ﻣﺜﻞ ﺑﺮﮔﻲ ﺧﺸﻚ و ﺗﻨﻬﺎ، روي ﺷﺎﺧﻪ ﻣﻮﻧﺪم اﻳﻨﺠﺎ ﻣﻲﺗﺮﺳﻢ ﺗـﻮي ﭼـﻨﮓ وﺣـﺸﻲ ﺑﺎد، ﺑـﺮم از ﺧـﺎﻃﺮ و از ﻳـﺎد ﺑـﭙﻮﺳﻢ ﻫﻤﻪي روزاي ﻣﻦ ، ﻗﺼﻪي ﺑﻮدن ﻣﻦ، ﺗﻮي آﻳﻨﻪي دﻟﻢ ﻣـﺜـﻞ ﺷـﺐ ﺳـﻴﺎه و ﺳـﺮده ، ﻣـﺜـﻞ اﺑـﺮا رﻧـﮓِ درده
آروین
ﻣـﮕﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﻳﻪ ﭘﺮﻧﺪه ﺑﻤﻮﻧﻪ ﺑﻲ آب و دوﻧﻪ ﻣـﮕﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ ﻗـﻨﺎري ﺗﻮي ﺑﻐﺾ آواز ﺑﺨﻮﻧﻪ اﮔـﻪ ﺗـﻮ ﺑـﺮي ز ﭘﻴﺸﻢ ﻣﻦ ﻫﻤﻮن ﻗﻨﺎري ﻣﻴﺸﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﻐﺾ و ﮔﺮﻳﻪﻫﺎﺷﻢ ﻣـﻴﮕﻪ ﻣﻴﺨـﻮام ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ
آروین
ﺗﻮ رو ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﻴﺬارم ﮔﺮﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺟﺎ ﻣﻴﻤﻮﻧﻢ اﮔﻪ ﺗﻮ ﺷﺒﻬﺎي ﺳﺮدت ﺑﺎ ﺧﻮدت ﺗـﻨﻬﺎ ﻣﻴﺸﻴﻨﻲ ﻣﻦ ﺑﺮات ﻣﻴﺨﻮﻧﻢ از ﻋﺸﻖ ﺗﺎ ﻛﻪ ﻓﺮدا رو ﺑﺒﻴﻨﻲ اﮔـﻪ ﻫﻢ ﺻـﺪاي اﺷﻜﻲ واﺳـﻪ آرزويِ ﺑﺮ ﺑﺎد ﻣﻦ ﺑﺮات ﻣﻴﺨﻮﻧﻢ اي ﮔﻞ، ﻧﻮ ﺑﻬﺎرو ﻧﺒﺮ از ﻳﺎد
آروین
ﻳﺎد ﺗﻮ ﻫﺮ ﺗﻨﮓ ﻏﺮوب، ﺗﻮ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻣﻲﻛﻮﺑﻪ ﺳﻬـﻢ ﻣﻦ از ﺑﺎ ﺗـﻮ ﺑـﻮدن، ﻏـﻢ ﺗـﻠـﺦ ﻏﺮوﺑﻪ ﻏﺮوب ﻫﻤﻴﺸﻪ واﺳﻪ ﻣﻦ، ﻧـﺸﻮﻧﻲ از ﺗﻮ ﺑﻮده ﺑـﺮام ﻳﻪ ﻳﺎدﮔﺎرﻳـﻪ ﺟـﺰ اون ﭼﻴـﺰي ﻧـﻤﻮﻧﺪه
آروین
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺑﺎروﻧﻮ ﻧﺪﻳﺪي ﮔﻞ اﺑـﺮا رو ﻧـﭽﻴﺪي ﮔﻠﻪ از ﺧﻴﺴﻴﻪ ﺟﺎدهﻫﺎي ﻏﺮﺑﺖ ﻣﻲﻛﻨﻲ ﺗﻮ ﻛﻪ ﺧﻮاﺑﻲ ﺗﻮ ﻛﻪ ﺑﻴﺪار ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻲ ﺗﻮ ﻛﻪ ﻫﺸﻴﺎر ﻟﺤﻈﻪﻫﺎي ﺷﺒﻮ ﺑﺎ ﺳﺘﺎره ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻲﻛﻨﻲ
آروین
وﻗﺘﻲ ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮓ ﻣﻲﺷﻢ و ﻫـﻤـﺮاه ﺗـﻨـﻬﺎﻳـﻲ ﻣﻴـﺮم داغ دﻟـﻢ ﺗﺎزه ﻣﻴﺸﻪ زﻣﺰﻣﻪﻫﺎي ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ وﺳﻮﺳﻪﻫﺎي ﻣﻮﻧﺪم ﺑﺎ ﺗﻮﻫﻢ اﻧﺪازه ﻣﻴﺸﻪ ﻗـﺪ ﻫﺰارﺗـﺎ ﭘـﻨـﺠﺮه ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ آواز ﻣﻲﺧﻮﻧﻢ دارم ﺑﺎ ﻛﻲ ﺣﺮف ﻣﻲزﻧﻢ؟ ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ، ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ
آروین
آهای جماعت بی تفاوت بی مرام چی شده ساکتین نکنه دیگه منو نمیشناسین من همونم که از 24 ساعت 17 ساعت اینجا بودم حالا 10 روز نبودیمو تو یه جلسه شماشرکت نکردیم باید اینجوری با ما رفتاربشه به قول استا این حقیقته از دل برود هر آنکه از دیده رود...
آروین
سلام به همه اونايي كه به قول معروف مثلا آنلاين هستن ولي با آفلاين فرقي ندارن
آروین
ﺑﭽﻪﻫﺎ را ﭼﻪ ﻛﻨﻴﻢ؟ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻣﻲﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻣﻲرﻗﺼﻨﺪ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻣﻲﺧﻮاﻧﻨﺪ اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺧﺎﻃﺮﺷﺎن ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ
آروین
ما که رفتیم ولی مانده ها بدانن بود ولی نبود شب خوش