آروین
همه ی نیمکت های پارک دو نفرَن... بیخیال، رویِ چمن میشینم ...
آروین
به ته سیگارهایتان احترام بگذارید... نیندازیدشان زیرپا... چرا آدم ها عادت دارند... هرکه به پایشان سوخت را... می اندازند زیر پا؟!...
آروین
زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم ام گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم.....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموخت كه چگونه تو رو فراموش كنم
آروین
زﻧﺪﮔﻲ، ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻜﻴﺪن ﻫﻤﭽﻮ ﺷﻤﻊ از ﮔﺮﻣﻲ ﻋﺸﻖ زﻧﺪﮔﻲ، ﻳﻌﻨﻲ ﻟـﻄﺎﻓﺖ ﮔـﻢ ﺷـﺪن در ﻧـﺮﻣﻲ ﻋﺸﻖ زﻧﺪﮔﻲ، ﻳﻌﻨﻲ دوﻳـﺪن ﺑـﻲ اﻣﺎن در وادي ﻋﺸﻖ رﻓـﺘـﻦ و آﺧـﺮ رﺳـﻴـﺪن ﺑـﺮ در آﺑـﺎدي ﻋﺸﻖ
آروین
ﺧﻴﻠﻲ وﻗﺘـﻪ دﻳـﮕﻪ ﺑـﺎرون ﻧﺰده رﻧﮓ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺧﻴﺎﺑﻮن ﻧﺰده ﺧﻴﻠﻲ وﻗﺘﻪ اﺑﺮي ﭘﺮﭘﺮ ﻧﺸﺪه دل آﺳـﻤـﻮن ﺳـﺒﻜﺘﺮ ﻧﺸﺪه
آروین
یه سؤال خیلی سخت و البته خیلی عجیب که قسمتی از زندگی همه ماست!؟ روزها میگذرند فصل ها پشت سر هم می آیند و کودکان بزرگ می شوند و بزرگ ها پیر و کسی از خود نمی پرسد. و ما نیز از خود نپرسیدیم اما فرزندان ما از ما خواهند پرسید. و ما جوابی در پاسخ به آنها نخواهیم داشت واقعاً چرا؟ . . و چگونه؟
آروین
انسان برای دیدن چهره اش به آب رونده نگاه نمی کند بلکه به آب ایستاده روی می آورد زیرا آنچه که خود آرام است می تواند دیگران را به آرامش برساند
آروین
دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود ... انگار خودش نبود ... افتاد، شکست، زیر باران پوسید ... آدم که نکشته بود ... عاشق شده بود .
آروین
مانتوش ۱۵ سانت بالای باسن مبارکشه، آرایششم که شبیه جن و پری شده … حالا بماند که موهاش قرمزه ! میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟! پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامهی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی
آروین
آنقدر در دنیایم كم شده ای كه گاهی حس می كنم تـــو را نسیه به من داده اند! ... بی تابی ام عجیب نیست ؛ من نقد می خواهمت...