آروین
به عنوان یک انسان، غم انگیز است که دوستی نداشته باشی؛ ... اما به عنوان یک انقلابی غم انگیزتر است که دشمنی نداشته باشی ، چون برای یک انقلابی نداشتن دشمن به معنی محافظه کار شدن و سازش است! (ارنستو چه گوارا)
آروین
شاید باران برای پاک کردن من از روی زمینه باران اونقدر ببار تا سیل هم منو هم اونو ببره یه جایی که دو تا مون راحت زندگی کنیم به دور از زخم زبون مردم
آروین
دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من
آروین
توسط پیامک
راه درجهان یکی ست
وآن راه راستی است
(کوروش کبیر)
7آبان ماه سالروزمیلاد و روز جهانی کوروش کبیر بر تمام مردان ایرانی گرامی باد.
آروین
من میگم منو شکستن چشم فانوسم و بستن تو میگی خدا بزرگه ماه امید شب من من میگم اخه دلم بود اونکه افتاده به خاکت تو میگی سرت سلامت اینه ها زلال و پاکه اینکه فاصله ها رو نمیشه با گریه پر کرد یکیمون نهال سرخوش یکیمون پاییزه پر درد
آروین
تو چشام اشکي نمونده تو دلم حرفي ندارم ديگه وقت رفتنمه سفر دور و درازه انتظار روز برفي تو دلم داغ زده سرما انتظار آفتاب گرم تو دلم يخ زده اما برف و بوران ، ابر و بارون چيکه چيکه توي ناودون روز ابري، روز سرما انتظار روز برفي ...
آروین
تو عبور از پل خواب جاده ها روح من عشقی به رفتن نداره تو سکوت خالیه این دل من دیگه هیچی جز تو جایی نداره مثل شبنم که میخواد گریه کنه فصل بارون تو چشم در میزنه فصل پاییزیه من که میرسه نفسم به عشق تو پر میزنه نفسم در نمیاد به چشم خواب نمیاد دل من تو رو میخواد...
آروین
وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو. غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو. دلم و از مال دنیا به تو هدیه داده بودم. با تموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم...
آروین
خوابیدی بدون لالایی و قصه. بگیر اسوده بخواب بی دردو غصه. دیگه کابوس زمستون نمی بینی. توی خواب گلای حسرت نمی چینی. دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه جای سیلی های باد روش نمیمونه...
آروین
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد گم نکن خودت را تو دنیای تردید و دروغ زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد
آروین
با تو دیگر مرا ترسی از تاریکی نیست وقتی دست هایت را دارم و نفس هایت من را نوید زندگی می دهد و عشق با شکوه ترین واژه برای بیان این احساس است تا رهایی فاصله ای نیست...
آروین
من ریشه های تو را دریافته ام با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام و دستهایت با دستان من آشناست در خلوتِ روشن با تو گریسته ام