آروین
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود.
آروین
معلم اضيظم عذ اينكه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اضط ممنونم
آروین
برای هزارمین بار پرسید: تاحالا شده من دلت رو بشکنم ؟ منم برای هزارمین بار به دروغ گوفتم: نه. هیچ وقت.............. تا مبدا دلش بشکنه
آروین
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
آروین
هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشدوقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود اگه شب میرفتم و خورشید نبود آسمون خوب میدونم مهتابی بود
آروین
در گریز از تمام خاطره ها باز هم در مسیر بن بست است یکصد و پنجمین خیابان هم گویی از انتظار ما خسته است!
آروین
چه حضور غریب و مبهوتی آسمان هم به ما نمی خندد نه کسی فکر رفتن سفر است نه کسی کوله بار می بندد
آروین
دوباره روی گردنهای زخمی طناب خسته ی یک دار دیگر …
آروین
کماکان سجده ها لبریزِ نفرین کماکان خنده ها زهر هلاهل تمام حرف ها نقش کف دست به روی ماسه های خیس ساحل
آروین
.خدایا تو میدونی از چی دلم گرفته.خدایا تو مثل همیشه دستمو محکم بگیر که سر نخورم می دونی که این دفعه اگه بیفتم مطمئنم بلند نمیشم.
آروین
من خواب خوب دیده ام ، خوابهایم را دوست دارم وقتی تو تعبیر همه ی خوابهای منی. وقتی فقط به خاطر خواب خوبم می خوابم، می خوابم تا دوباره تو تعبیر یک اتفاق خوب و تازه شوی.
آروین
به امید روزی که ایران دوباره همانند زمان کوروش به سربلندی و افتخار برسد آن روز دیر نیست
آروین
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.
آروین
تورا گم کرده ام امروز وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سردوسنگین اند وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند نمیدانی چه غمگینند چراغ روشن شب بودبرایم چشمای تو نمیدانم چه می خواهند..................؟؟