fatemeh
در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ....
fatemeh
لحظه های سکوتم؛ پرهیاهوترین دقایق زندگیم هستند مملو از آنچه می خواهم بگویم و نمی گویم...
fatemeh
بهترین من ... به خدا می سپارمت ... و بهترین ها را برایت دعا می کنم ... و می خواهم به بهترین ها رسیدنت را نظاره گر باشم ... حتی در کنار دیگری ...
fatemeh
واقعا فکر کرده ای می توانی ... اینقدر این کار سخت است ... که خودت هم میدانی در حد توان تو نیست
fatemeh
بچه که بودم .... دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت .... که آخر هیچ قصه یی به خانه نمی رسید ....