fatemeh
در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ....
fatemeh
باید قانون قدیمی قلبها را نادیده گرفت! باید دهان هر کسی را که گفت: « دوری و دوستی» گِل گرفت!
fatemeh
آمدیم نبودید ... وعده ما بهشت ...
fatemeh
می گوید: عاشق شدی؟ ... می گویم: ندیدم دیوانه ای مثل خودم که همراهم باشد در پیچ و تاب زندگی ... ولی من چندیست تای دیوانه ام را پیدا کرده ام ...
fatemeh
امشب ... قلبم ... بی خیال اصلا ... تو که نیستی ...
fatemeh
خوانده بـــــــــــود؛ "زير باران بايد رفت..." فكر مي كــــــرد، زير باران بايد، رفت...!
fatemeh
کاش مثل نان بودم ... چه زیبا بر می گردد ... از سفر آتش!
fatemeh
و قاصدک ها ... آنقدر در کنج دیوار ماندند ... که خبرهایشان از خاطر رفت...
fatemeh
صد دفعه گفتم خودتو با من مقایسه نکن ....
fatemeh
چقدر دلم می خواهد همین الان با تو حرف بزنم .... همه چیز هم فراهم است .... فقط نمی دانم .... نمی خواهم دیگر بدانم ....
fatemeh
براي تمــــــام رنـج هايـي كه مي بري صــبـــــــــــر كن «صبـــــــــــر» اوج احترام به حكمت خداست...
fatemeh
دلتنگـی پیچیــده نیســت یک دل گرفته و یــک بغــض سنگین به همین ســادگـی ......
fatemeh
یکی بود ... آن یکی هم، بود ... قسمت نبود!