fatemeh
در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ....
fatemeh
هیچوقت اینگونه بی خبر نرو ... دل من طاقت این همه انتظار را ندارد ...
fatemeh
بوی بهشت میشنوم از صدای تو ...
fatemeh
فکر می کردم در حال میانبر زدن هستم ... ولی بدجوری در جاده خاکی گیر افتاده ام ... برای دانستن این مطالب خیلی زود بود ...
fatemeh
نمی دانم چقدر هستی ... ولی این بودنت به من آرامش می دهد ... پس همیشه باش ...
fatemeh
امشب دیگر گریه امانم را برید .... سرازیر شد ... بدون هیچ اختیاری ...
fatemeh
اگر دلواپسی ِ آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد، می خواهم از بی پناهی ِ پروانه ها برایت بگویم!
fatemeh
کاش می گفتی .... هر آنچه را می خواستی بگویی ....
fatemeh
امشب ستاره های آسمان، چشمک زنان .....کاش می دانستم حالت را .... آنگونه که باید ....
fatemeh
ما خوبیم .... اینجا همه چیز خوب است .... باور کن همه چیز برای من تمام شد .....
fatemeh
گاهی دو نفر باید ازهم فاصله بگیرند... تا بفهمند چقدر نیازمند... برگشتن به همدیگرند.
fatemeh
ببخشید.... بعداً چندمِ تقویم است.....؟؟؟ قرار دارم.....!