آمار پستای سوسولی (خانما) داره به طرز نگران کننده ای بالا میره ...... با نوشتن چیزایی مثل؛ سلام عجغم ..... بوس به لپای نازت ..... عزیزمی ...... خانووووووم خوشگه خودمی .......تعادل ادبیات احساسی رو به هم زدن ........ آقایون باید تو پستاشون خطاب به هم با گفتن پیزایی مثل؛ ........ سبیلات تو حلقم ........ گودزیلا باز پیدات شد؟ بزنم پخشت کنم رو دیوار ....... داداش ما نخوایم ببینیمت کیو باید ببینیم؟ ....... اینو باید همچین بزنیمش که زنده در نره، که بعدا شرمندش بشیم ........ تعادلو برقرار کنن ........ همیشه نظم بخشیدن به نابسامانیها وظیفه آقایون بوده
اگه همچین پستی نزده باشی یعنی تمام محاسباتِ زندگیم بهم ریخته
بازم هرچی فکر میکنم تو خطاب به کسایی گفته بودی که در دسترس هستن و میتونن کمکش کنن .. (شایدم یه نفر دیگه اما غیر ِگیلانی، چون بخاطر همین توو ذهنم موند )
خیلی جای تاسف داره که اصلا به ادب فارسی و ریشه هامون توجه نمیکنیم .......... هیچ به کلمات مرکب دقت کردین ............. کلمه ای که از پیوند دو یا چند کلمه دیگه متولد میشه و به رابطه بین اون کلمات اشاره میکنه ........... مثل #دانشگاه که از دانش+گاه (البته گاه کلمه نیست و پسونده. خواستم اونایی که کلمه مرکبو فرامشو کردن، راحت تر به یاد بیارن) ........... من خیلی به این کلمه #زنبیل دقت کردم ............. پی بردم سر آقایون کلاه رفته و جامعه ایرانی در گذشته جور دیگه ای بوده ............. رابطه تنگاتنگ بین #زن و #بیل معرف این نکته مهم هست که کار کردن (بیل زدن) وظیفه ای بوده که از دیرباز به عهده خانوما بوده و الان از زیر بار مسئولیت شونه خالی کردن
استاد خواب شما را برده است ها !
می گم ما 2 نفریم الهه با آدرس ttp://donbaler.com/Elahe-Goddess
و من elahe با آدرس ttp://donbaler.com/elahe23
اگر به دیدگاه های این پست که در ادامه کپی شده هم نگاه کنید متوجه می شوید
------------------------------------------------
الهــــ ه
خب حالا دیگه به ادامه ی بیل زدن بپردازين
1 ساعت و 25 دقيقه قبل
----------------------------------------------------
elahe
نه این یعنی یا او سبدو برمی داری یا یه زن با بیل میاد سراغت
1 ساعت و 22 دقيقه قبل
-----------------------------------------------------
روشن شد انشاالله؟
امان از برخی امکانات شبه اتمی این سایت .................. چهار هزار خط جواب و تفسیر نوشتم، وقتی اومدم ارسال بزنم دیدم اینترنت قطع شده و ............. عین اینایی که خبر مصیبت بهشون میدن، فقط گفتم واااااای و محکم با دست زدم تو پیشونیم ................. چرا یه فکری به حال این معضل نمی کنین ؟ ................... اگه ارتباط با سرور یا اینترنت قطع شد، و امکان ارسال نبود، لااقل امکان کپی کردنش باشه تا کپیش کنیم و بعدا دوباره بفرستیم
راه قبلی در کار نیست. وقتی حس میکنید نوشته هاتون زیاده قبلِ ارسال کپی کنید یا قبلش تو ورد یا نتپد تایپ کنید که یه نسخه ازش داشته باشید. کاری که بارها و بارها انجام دادم چون تو ایران قطعی نت زیاد اتفاق میفته. این چیزی که میگین عملی نیست حتی تو [!] بوکم این اتفاق گاها میفته
در ضمن اگه راهِ قبلشُ بلد بودید الان این مشکل واستون پیش نمیومد ...
البته یه کم عجیب غریبه چون وقتی صحبت برنامه نویسی باشه تقریبا هر چیزی ممکنه، مگه اینکه یه چیزی تو مایه های شل پروگرامینگ باشه و یه پوسته آماده از قبل وجود داشته باشه
بیا بریم مارچلو بیا بریم تا بیرونمون نکردن
نه ولی جدا از شوخی من خیلی جاهای دیگه اینو دیدم که میشه کپی کرد وراحت هم هست حالا شاید توقع ما زیاده
من چون روی سایتای درپیت هم دیدم میشه کپی کرد اینجا گفتم وگرنه ....
بیا بریم ی دور بنیم دادا بیخیال
#وقتی بعد از 6ماه فارغ التحصیلی؛میری واسه کلاس خیاطی ثبت نام میکنی و ذوق داری؛مثل روزایه اولی که میرفتی دانشگاه؛حداقل این درد تموم شدن دانشگاه با این کلاس شاید جبران بشه: (
تو راهی که میری به حرف هیچ کسی گوش نکن چیزی رو که دوست داری انجام بده مهم نیست نظر دیگران
من از خیاطی خاطره خوب زیاد دارم
شاید قدیمی ترین خاطراتم اوناست
بچه بودم مادرم خیاطی میکرد کلی شاگرد داشت و من یادمه میون شاگرداش بازی میکردم...........
ی بار ذستم لای چرخ گیر کرد ازون دستی ها بود با دست میچرخوندیش
ما اون زمون خیلی قدیم مستاجر بودیم مادرم میاد بیرون داد میزنه تو حیاط
خلاصه زن همسایمون و همسایمون میان و دستم رو رها میکنن درد داشت زیادددددددددددد
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (