@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ به @MaTINGSM نوشت و از بیسکویت ساقه طلایی اسم برد..... من نمی دونم کرم دار هم بود یا نه؟ اما اگه بود یه خاطره تلخ تعریف کنم....... یه مغازه ای رو اجاره کردم و داشتم کاراشو انجام می دادم. تمیز کاری و دکورو از این حرفا..... چون خونه نمی رفتم، چندتا بیسکویت ساقه طلایی کرمدار خریدم به جا نهار و شام می خوردم...... یه شب یه کاری پیش اومد چراغا رو خاموش کردم و رفتم. فکر کنم یه چیزیو جا گذاشته بودم و برگشتم تا اونو بردارم..... دیگه چراغا رو روشن نکردم...یه کمی از بیسکویت هنوز مونده بود.... دست بردم تو جعبه و یه بیسکوییت برداشتم و گذاشتم تو دهنم..... این یکی سبوسش زیاد بود..... یه کم لبمو اذیت کرد..... اومدم گازش بزنم که یه مرتبه دست و پا زد......... فهمیدم چی به سرم اومده...... اما لاک پشتو بکنینش قد یه نصف پوست گردو... یه نوع سوسک بود به اون سایز..... نزدیک بود جونم بالا بیاد..... تا خود خونه دهنمو باز نگه داشتم تا آب دهنمو قورت ندم...... بعدشم با شامپو و صابون دهنمو صد بار شستم......(این پست ویرایش شد. عکسشو تو گوگل پیدا کردم، )
پست ویرایش شد. رخ زیبای یارو تو گوگل پیداش کردم. به اندازش که با قوطی کبریت مقایسه شده یه نگاه بندازین، حجم مصیبتو درک می کنین
عمرا کسی یه همچین خاطره ای داشته باشه
به نام دوست.... با خبر شدم که یکی از دوستای گلمون دچار یه مصیبت دردناک شده..... نمی تونم و نتونستم بی تفاوت، بدون اشاره به ظلمی که بهش شده ساکت بمونم و وظیفم دونستم باهاش همدردی کنم و به سایرین هم اطلاع بدم. تو این لحظات سخت تنهاش نذاریم. بلکه با حضور ما شدت اندوهشو فراموش کنه...... سختی و ملالت وقتی صد چندان می شه که می بینی دلش از ستمی که بهش شده دردمنده......... برای طولانی نشدن پست ادامه رو توی دیدگاه مینویسم
خیلی خوب می نویسین.کلماتتون به جا و مناسبه.
بهتون میخوره که مثلا نویسنده یا روزنامه نگار باشین.
تحت تاثیر متن هاتون قرار گرفتم.
دارم نوشته هاتونو میخونم که به توصیه تون در مورد خوب نوشتن عمل کنم.
می دونم بانو منظورم این بود خیلی دنبال اون اموتیکن گشتم ولی نمی دیدمش چون انتظار داشتم از همون اول دست به پیشونی ببینمش. برا همین گفتم شمارشو بگین تا ببینم کجا بوده که من نمی دیدمش. با دقت بیشتر نگاه کردم جاشو کشف کردم. طرف در جایگاه سوم برنده مدال برنز شده
نوشته های دودی....... امروز بسی حرف زدنمان می آید. بل حرفهای دیگران نیز به حرفهایمان می افزاید.... یه سوال که بدجوریه واسم سواله؟؟؟ چرا تو نوشته های این نسل جدید این همه متون سیگاری و دودی به چشم می خوره؟؟..... یعنی جدی سیگارین (که در این صورت زیادی سن مصرف سیگار داره به بدو تولد نزدیک می شه) یا اینکه یه مکتب جدید نویسندگیه که در این صورت آخه چرا جماعت به هر چیز جدیدی به دید " با کلاسه" نگاه می کنن؟...... آخه چجوری دود و سیگار کلاسه بابا مرامتونو شکر به چی اعتقاد داری آخه تو؟ ...... سیگاری بیچاره ترین معتاده. اگه بهت گفتن شیشه ای، تزریقی، مفنگی و بهت برخورد پس از "سیگاری" شنیدن بیشتر بهت بربخوره....... تا اونجایی که از خود جماعت سیگاری و درد دلاشون یادمه می گن ای تو روح سیگار که نمی شه گذاشتش کنار، می گن دوره ترک سیگار 25 سال، آره درست خوندی 25 ساله یعنی اگه بعد 25 دیگه نرفتی دنبال سیگار، تونستی ترک کنی....... حالا خواهشم اینه که نویسندگان متون دودی بیان منو از جهل و نادانی در بیارن که کدوم تفسیرم درس بوده؟
اهم اهم
متاسفانه شده نماد روشنفکری!سیگار اصن مرگ خاموشه!ذره ذره!
خیلی ناراحت میشم بچه های کم سن وسال رو میبینم که سیگار دستشونه!
اینا همه برمیگرده به نحوه ی تربیت خانوادگی!اینکه اولا مادر چه جوری شیرازه ی بچه رو شکل میده و دوم اینکه پدر سیگاری نباشه!
یه خاطره یادم اومد. روز ولنتاینی یکی اس مس داد: به پسره تو خیابون گفتم قناریت فروشیه؟ گفت رفیقمه فروشی نیست...آخرشم از این حرفا که رفیقو عشقه و دوستیتو شکر و ولنتاین مبارک و از این حرفا. آقا تا اس مسو خوندم تصویر پسرک و خیابون و قناری و همه عین فیلم تو ذهنم شکل گرفت. حتی جای دوربینم مشخص بود(خیلی دوست دارم از اموتیکنا استفاده کنم اما چون دقیقا نمی دونم چیا وجود داره باعث گسستگی افکار می شه) خلاصه پشت بند سکانس اول، سریع سکانس دوم تو ذهنم شکل گرفت. خندیدمو شروع کردم نوشتن و جوابشو اینجوری دادم: به پسره گفتم قناریت فروشیه؟ گفت رفیقمه فروشی نیست. منم به چشای معصومش که از معصومیت موج می زد نگاه کردمو....................... همچین با پشت دست خابوندم تو صورتش تا دیگه به بزرگتر از خودش درس اخلاق نده پدر سوخته. بدجنسی چه خوبه نه؟؟؟!!
این خراب شده رو هم بالاخره درست کردن. باید رفت از نزدیک دید که چی کردن؛ آخه نگاه کن، یه خورده تقارن تو کارشون نیست. البته طرح گرافیکی و انیمیشنی ای که زده بودن کجا و نتیجه کار کجا!! آدرس برای غیر رشتیا: رشت، میدان شهرداری، خیابان علم الهدی
#آشنایی-با-اصطلاحات-نُوین-خوس (گیلکی): " #خوسنوتیزم" برگرفته از واژهی #هیپنوتیزم, که امروزه در مواقعی بکار میرود که شخصِ #خوسآور ( #خوسنوتیزور), شخصِ #خوسناک را تحت تلقیناتی به #خوسیدگی مصنوعی وا میدارد. \ " #خوستفیض" برگرفته از لغت #مستفیض, و به شخصی گویند که با #خوسیدن به درجات والایی از فیض میرسد. \ " #خوسعلا" تکاملیافتهی واژهی #فعلا (موقتاً خداحافظ), که به کار بردن آن توجیهکنندهی دیگران از فرط #خوس-آلودگی خویشتن است, که بصورت راحتالحلقوم و بدون هیچ توضیح اضافهای این مسئله را بیان میکند که دیگر توانایی بیدار ماندن ندارید و بتوانید بهسرعت صحنه را ترک و به #خوس عمیق فرو روید. \ " #خوسعبلات" برگرفته از #خزعبلات, به معنی سخنان بیهودهای که #خوس-انگیز نیز باشند, مثال #خوس-شکن آن, همین چیزایی که تا به اینجا خواندید. \ خب دیگر عرض " #خوسته" نباشید دارم خدمت خودم, و باشد که " #خوستگار" شوید .. . (اینا که دیگه تعریف نمیخواد!) | بهزودی تکمیل میشود.
عشق يک پيرمرد به همسرش که به علت بيماري دچار زوال حافظه شده است باعث شد اين زوج 93 ساله سوژه رسانه ها شوند. اين مرد سعي دارد با خواندن خاطرات روزانه 70 سال زندگي مشترکشان روند از بين رفتن حافظه اين زن را کاهش دهد ... [لینک]
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (