@ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ بیدار شدم پس از نیمه شب در کوچه زیر یک بوتهی یاس تمام دنیا به خواب رفته بود در اتاق من خدا و شیطان گفتوگو میکردند صدای یکی شبیه ریزش باران بود بر خاک صدای دیگری شبیه ریختن مشتی خاک در چاه../.
بیا رهـ ـا باشیم فـ ـارغ از دلبستگی ها رکاب بزنیم این دنیا را بیا در حصار قاب این دنیا پـنـجـــــره ای بـــــســـازیــم رو به خـانـه ی خــــدا بیا برســــیم به انـ ـتهای زمان آنجـــا کــ ــه آرزوهـــایـمـــان بادبادک وار به اوج مــی رســــ ـــند فالگیر خودش گفت آخر دنیـ ـا به هم میرسـ یم

14 سال و 22 ساعت و 42 دقيقه قبل

14 سال و 22 ساعت و 40 دقيقه قبل

14 سال و 22 ساعت و 39 دقيقه قبلالهي بگردم
14 سال و 22 ساعت و 38 دقيقه قبل
14 سال و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل