hamidreza
چه رسم تلخی ست تو ، بی خبر از من و تمام من ، درگیر تو !
hamidreza
نشسته ام ، کجا ؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !
hamidreza
سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !
hamidreza
خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه ، میگن “نیست” ؟
hamidreza
خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید !
hamidreza
به یادت هستم بی هیچ بهانه ای، شاید دوست داشتن همین باشد.
hamidreza
هر آنچه طی سالیان ساخته ای ممکن است فردی در یک لحظه ویران کند، باری تو همواره در حال ساختن باش. اگر این گونه کنی به زودی قصری از عشق بنا می کنی که احدی توان ویران کردن آن را ندارد.
hamidreza
آنان که عشق من را به بهانه ی عشق دیگر گم کردند ! باشد که این بهانه سایه نفرینی باشد بر خط به خط کتاب زندگیتان.
hamidreza
فاصله ها هرگز مانع فراموش کردن بهترین هایمان نمیشود مهم قلبهایمان است که از پشت فاصله ها برای بهترین هایمان می تپد...
hamidreza
كاش اينجا بودي و من / نصفه و نيمه نبودم نفست ميپيچيد تو گوشم / اينقدر صدات نميزد اين قلب
hamidreza
گفته بودی : یا تو یا هیچکس!!!! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست. کسی حتی مهم تر از من !!
hamidreza
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من !!
hamidreza
به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت ! نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !
hamidreza
مدتهاست چتر منطق را بر سر گرفته ام! تا باران عشق را تجربه نکنم! دیگر توان مقابله با تب و لرز برایم باقی نمانده است!!!