دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hamidreza

چی بگم... درباره »
hamidreza
مرد
امتیاز: 2653

دنبال‌شدگان

(865 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(143 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

hamidreza
hamidreza

ایــن روزهـــا همــه بــه مــن دلـتــنـــگــی هــدیــه مـی دهنــد لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید! بــه خـــدا تمــــامـ شــد دلـــــــــــم...!

hamidreza
hamidreza

گر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم ، حرف دلم به تو همین است ، قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم

hamidreza
hamidreza

همیشه جایی بود که با دیدنش یاد تو در خاطرم زنده میشد ، همیشه آهنگی بود که با شنیدنش حرفهایت در ذهنم تکرار میشد آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود ، بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود!

hamidreza
hamidreza

نــَـه بــــه دیــروز هــآیی کـــه بودی می اندیشــَمــ نـــَـه بـــه فـــــَــردآهــآیی کـــه شــآیـَـد بیــــآیی میخـــــــوآهــَـم امـــروز رآ زنــدگـــی کــُنــمــ خواســـتی بــآش… خواســـتی نَبــآش…

hamidreza
hamidreza

از اینکه بعضیا نمیان سمتت ناراحت نشو ، ایراد از تو نیست ! مگس هیچوقت سمت گل نمیره ؛ همیشه میره سمت یه چیزی مث خودش !

hamidreza
hamidreza

آرام بگیر دلم … تنگ نشو برایش … مگر نشنیدی جمله ی آخرش را ! “چیزی بینمان نبوده”

hamidreza
hamidreza

میـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هایَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم… تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت… تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم… تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی… تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه… دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو… تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ ـــ…. فَــقَط تـــ ــــو

hamidreza
hamidreza

شبم تپش میگیرد وقتی تو در رگ هایش جریان نداری کمبودت با هیچ دارویی درمان نمیشود و من ... تا صبح بالای سرش بیدار میمانم !!

hamidreza
hamidreza

یادت را از من نگیر بگذار من هم مثل سهراب بگویم دلخوشی ها کم نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
hamidreza
hamidreza

رفتی . . . حالا به کی بگویم دلم برایت تنگ است بی وفایم ؟ به کی بگویم دلم هوای آن سینه ی پهن مردانه ات را کرده ؟! تو باید می بودی . . . باید می بودی و دستان مرا می گرفتی و من در حصار بازوانت غرق در عطر تنت می شدم . نه اینکه . . . نه اینکه با رخت سیاه و قلبی مالامال از درد بیایم . . . بر سر مزارت . . . دست بکشم . . . و بگویم . . . ” عزیزکم یادت در این دل دیوانه همیشه بی قراری می کند ”

hamidreza
hamidreza

در من تمام توست و در تو تمام آنچه دوست میدارم . . .

hamidreza
hamidreza

یاد گرفتم دستانم اینبار که یـــخ کرد دیگر دستانت را نگیرم آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند

hamidreza
hamidreza

هیــس ! کــــمی آرامــــتـــر تنـــــها شــــو بی صـــــدا تــــر بـــشــــکــــن آهــــســــتــــه تـــر سراغـــــش را بگـــــیـــــر مـــمــــکــن است بــــیـــدار شــــود وجــــــــدان نــــــداشتــــــه اش !

hamidreza
hamidreza

چه حق انتخاب قشنگی برایم گذاشتی: یا برو یا نمان سر این دو راهی کدام را انتخاب کنم؟

hamidreza
hamidreza

تــو هم تلخ بودی تلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی که در کودکی به خوردم می دانند غافل از اینکه این بار تلخی تــــو دلم را فلــــج کرد