hamidreza
عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند!!
hamidreza
باز دوباره با نگاهت این دل من زیرو رو شد باز سر کلاس قلبم درس عاشقی شروع شد دل دوباره زیرو رو شد با تموم سادگی تو حرفتو داری میگی تو میگی عاشقت میمیونم میگم عشق آخریتو حرفتو داری میگی تو میدونی حالم این روزا بدتر از همست آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو شکست قول بده که تو از پیشم نری واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست میمیرم بری آخرین دفعست پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم راستشو بگو این یه بازیه نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه صحنه سازیه این یه بازیه بی هوا نوازشم کن اشک و غصه هامو کم کن با نگاه بی قرارت باز دوباره عاشقم کن اشک و غصه هامو کم کن قلب من بهونه داره حرف عاشقونه داره راه دیگه ای نداره غیر از اینکه باز دوباره سر رو شونه هات بزاره میدونی حالم این روزا بدتر از همست آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو شکست قول بده که تو از پیشم نری واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست میمیرم بری آخرین دفعست پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم راستشو بگو این یه بازیه نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه صحنه سازیه این یه بازیه میدونی ...
hamidreza
اگر روزی … محبت کردی بی منت ! لذت بردی بی گناه ! بخشیدی بدون شرط… بدان آن روز واقعاً زندگی کرده ای
hamidreza
حرفها سه دسته اند : دسته اول : گفتنی ها دسته دوم : نوشتنی ها و دسته سوم : قورت دادنی ها دو تای اول سبکت می کنند . . . سومی سنگینت . . .
hamidreza
رهایم کردی چرا که برهنگیت را نجوییدم ، بوسه هایت را نطلبیدم و طعم تلخ گناه را نچشیدم ! رهایم کردی چرا که عشق ورزیدم !