حورا سپهر
دستمال کاغذی را با اشکهایت تر کن و روی قلبت بکش؛عشق همچنان در وجودت نفس می کشد..فقط کمی خاک گرفته است!
حورا سپهر
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد،شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد..
حورا سپهر
تو باران باش و ببار؛غم جدا شدن از آسمان در سرسبزي زمين جبران خواهد شد..
حورا سپهر
احساس سوختن به تماشا نمي شود/آتش بگير تا كه ببيني چه مي كشم..
حورا سپهر
تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام؛پياده...اين تو و اين پينه هاي پاي من؛حالا بگو در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي..؟
حورا سپهر
قرارمان فصل انگور..شراب كه شدم بيا؛تو جام بياور..من جان!
حورا سپهر
دلم خوش بود گهگاهي برايت شعر ميخواندم/تو هم رد مي شدي آن روزها از كوچه مان گاهي..
حورا سپهر
ياد بعضي نفرات روشنم ميدارد،قوتم مي بخشد..راه مي اندازد؛نام بعضي نفرات رزق روحم شده است..وقت هر دلتنگي،سويشان دارم دست..!
حورا سپهر
دیشب که نمیدانستم به کدام یک از دردهایم بگریم..کلی خندیدم..!
حورا سپهر
ما کاملا بر هم منطبق بودیم و اشتباهمان اینجا بود که هر روز..به دنبال نقطه ی مشترک می گشتیم..!!