פــُـسیـטּ
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند
פــُـسیـטּ
چه زیبا نقش بازی می کنیم …
و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛
حتی خدا هم
از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است …
פــُـسیـטּ
خـــــداوندا ...
دنيــــای آشــفته ی درونــم را كه تنهـــا از نگـــاه تو پيداست ، با لالايی مهـــــربان خود ، آرام كن
، تا وجـــود داشتن و بودن را ، به زيبايـــی احســـاس كــــنم...
פــُـسیـטּ
ما به هم محتاجیم مثل دیونه به خواب مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب ما به هم محتاجیم مثل ما به آدما ...مثل یه ماهی به آب مثل آدم به حوا ما به هم محتاجیم..
פــُـسیـטּ
برای سفر به گذشته ... نیازی به ماشین زمان ندارم من خـستــه با یـک نخ سیـــــــــــــــــــگار و چند پـُـکـــ عمیق هر روز به گــذشتــه سفر میکنم
פــُـسیـטּ
عجیبه برام اگر لبخند بزنی دنیا به رویت می خندد اما اگـر گـریه کـنی بایـد تنها گریه کنی
פــُـسیـטּ
گـــــاهـی خیــــال میکـنم روی دست خـــــــــدا مانده ام خسته اش کرده ام خودش هم نمی داند بامن چه کند...!
פــُـسیـטּ
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !
פــُـسیـטּ
بـه بودن ها ، دیـر عـادت کن و بــــه نبــودن هــا ، زود ...! آدم ها ، نبودن را بهتر بلدند
פــُـسیـטּ
وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن .... واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عزیز می شن
פــُـسیـטּ
سرد است اما سرما نمی خورم ، تو نگران نباش … کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده است …
פــُـسیـטּ
خــــــدایــا مـگـــر نمــی بـیـنـــی هـر شــــب نـبـودنـــــم را بـرایـت پـُســت مـــیگــــذارم؟ پـــس چـــرا لایـــک نـمـی کـــنی؟
פــُـسیـטּ
پنجره اي باز رو به افق دلتنگي در حاشيه رودي بي انتها و ني لبكي كه مي نوازد پرنده بي طاقت انتظار را تا قنديل سخت اندوه از سردابه تاريك به خاك افتد و گريزي شود از سكوت مرگ به غوغاي زندگي
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل