اولین باریه که از شنیدن خبر #آتش-سوزی خوشحال شدم..... یه #امام-زاده-ای بود تو گیلان به اسم #امام-زاده-ابراهیم که تو کوهه و دو و بَرِش خونه های چوبی قشنگی داره که #زائرا میرن اونجا یه مکانی واسه استراحت داشته باشن دیروز شنیدم خونه های اطرافش سوختن ..... آخه یه مدت بود که خیلی اوضاع اونجا خراب شده بود شده بود #مکان-دختر-پسرای-جوون که مثلا میخواستن برن زیارت ولی....... شاید این یه #تلنگری بشه : )
از اونجایی که بازم #تاخیر داشتم سر #تبریک-تولد ولی مثل اینکه الان به موقع رسیدم.......@s45 & @ســآرا تولدتون مبارک ....آخه خلقت خدارو میگی آخه چطور یه روز بزرگتر میشه آخه..... #تفاهم-از-همین-اول-زندگی-داره-موج-میزنه .....واستون هم کیک جدا گرفتم که #دعوا-نکنید با هم بخورید #سارا تو ماهی شو بخور #سهیل خودش ترتیب کیکو #پنگوئن شو میده هاتو با هم فَـــوَره ( هر کسی به اندازه قد هیکلش بخوره ) خلاصه این بچه رو هم سر کوچمون پیدا کردم تو این #جعبه-قرمزه بود .....گفتم اول زندگی به مشکل نخورین سر جنسیت بچه اینم آماده ( سر راهی هم نیست #باز-یافت شده س ) اینم کادوی من یه #لامبورگینی-عروسکَ-مامان واسه #ماه-عسل تون که برین صفا سیتی .... ایشالله همیشه خوشبخت باشین و موفق
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبل