دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابای ملینا

ساکت آروم راحت درباره »
بابای ملینا
مرد - متاهل
امتیاز: 2900

دنبال‌شدگان

(188 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

بابای ملینا
بابای ملینا

ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”

رضوان
رضوان

هر کس یا شب میمیرد ..........یا روز ............من شبانه روز میمیرم .........

رضوان
رضوان

ما گول خوردیم...........وقتی گفتند سلام سلامتی می آورد.......از همان روز که به عشق سلام کردیم ......تا به امروز تب کرده ایم .............چه سلامی ..چه علیکی .. خدا خیرتان بدهد .........ما جوابی از عشق نگرفتیم ..............

رضوان
رضوان

خاور میانه را آفرید از روی چشمهای شرقی ات......پر آشوب ...........رنجور .......خسته و زیبا ...........

رضوان
رضوان

عاشقی میکنم ...............لج میکنم .........بد اخلاق میشوم .............دست خودم نیست ...ساعت و زمان ندارد ..............توکه نباشی زندگی به کام من تلخ است .........

رضوان
رضوان

دست هایم را دایره وار دورت حلقه میکنم ..عزیزکم ..........مبادا فکر کنی داستان اسارت است .........این حکایت را به زیاد خواستنت تعبیر کن.......

yosra
yosra
توسط موبایل

کجا مملکتمون اسلاميه نمونه ش همين دانشگاه آزاد حرام خور...واسه دو واحد پدرمو دراوردن آخرشم ب صورت مهمان پزيرفتن با کلي شهريه اضافي بي پدراي سگ.!|:

هاسمیک
هاسمیک

اس ام اسای یواشکی... اس ام اسای نصف شبی...

هاسمیک
هاسمیک

تاج خروس میریزن توو سوسیس و کالباس

بابای ملینا
بابای ملینا

گاهی .. بی دلیل باید دوست داشت ! و گاهی.. بی دلیل باید رفت !!! ... بین این همه بی دلیلی ، هزاران دلیل ِ ناگفته باقی است !!! میکروبلاگ دنبالر :

farnaz.kh
farnaz.kh

آﻧﻘﺪﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ !!! ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺮﻩ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ... ﮐﻮﺩک ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﮐـــﻮﺩﮐــﯽ ﮐﻨﺪ !

حمیدرضا
حمیدرضا

پسر جواني در کتابخانه از دختري پرسيد: مزاحمتان نمي شوم کنار دست شما بنشينم؟ دختر جوان با صداي بلند گفت: نمي خواهم يک شب را با شما بگذرانم تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند. پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش به او گفت: من روانشناسي پژوهش مي کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزي فکر ميکنند، گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟ پسر با صداي بسيار بلند گفت: 50 دلار براي يک شب!!؟ خيلي زياد است!!! وتمام آناني که در کتابخانه بودند به دختر نگاهي غير عادي کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد « من حقوق ميخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم!!»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الی
الی

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم کارتون فوتبالیستها رو نشون میداد،منم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای تو کارتون بودم، میرفتم لباسمو عوض میکردم ،یه لباس خشگلو شیک میپوشیدم، که وقتی تو دوربین نگاه میکنن،منو ببینن عاشقم بشن

سیما(بچه +)
560750.jpg سیما(بچه +)

اسمش علیه .8سال داره .چند ماهه که سرطان داره . تو بیمارستان بستریش کردن .لطفا دعا کنید که زود تر خوب بشه باز نشر کنید اگه دعاش کردین

و 5 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.