یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیچ کس نبود) در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند… حالا می فهم، ما با قصه خواب نمی رفتیم. همون اول هنگ می کردیم!!! .
@mahsa va او میزاید وتو برایش نام انتخاب میکنی، او درد میکشد و تو نگران از اینکه بچه دختر باشد یا پسر، او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی را میبینی! او مادر میشود و همه جا میپرسند :نام پدر؟ دکتر شریعتی
میگوینـــــــــــــــد یک روزی هست.. که چرتکه به دستــــــــ میگیرند و حسابـــــ و کتابـــــــــ میکنند.. و آن روز تو بایـــــــد تاوان آنچه با من کردی پس بدهی! فقط نمیدانمـــــــ.. تاوان دادنِ آن موقع تـــــــو به چه درد مـــــــــن میخورد..!؟
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 12 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 24 روز و 9 دقيقه قبل