چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت اينقدر غمگين است؟چرا لبخند هايت اينقدر بي رنگ است؟ حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است ؟؟؟ اما افسوس ........ هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره. اري با تو هستم ..... با تويي كه از كنارم گذشتي.
اصفهانیه تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم...افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده...اصفهانیه یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت عباس,ساعتم......!
چند دلیل عمده شهادت شهدای حیف نون اینا : ۱_آزمایش ماشه تفنگ ۲_پرتاب اشتباهی ضامن به جای نارنجک ۳_سوراخ کردن ماسک شیمیایی برای ورود بهترهوا ۴_دنبال کردن پروانه در میدان مین ۵_نگاه کردن به داخل لوله تفنگ جهت اطمینان از خروج صحیح گلوله علت بعضی ها نیز هنوز فاش نشده… !
بعضی ها را نباید دید ، بعضی ها را باید بخشید ، از بعضی ها باید حذرکرد ، بعضی هارو باید فقط دوستشون داشته باشی، بعضی هارو باید براشون جون داد ولی از هیچکسی نباید انتظار داشت....
دوستی نقل قولی نوشته بود که : " همه دوست دارند به بهشت بروند اما هیچ کس دوست ندارد بمیرد......" در جواب نوشتم : بله ، چون به قول بزرگ مردی " بهشت را به بها می دهند و نه به بهانه " و ما عمری است که فقط بهانه بهشت را می گیریم و تاکنون کاری نکرده ایم که لایق بهشت رفتن مان کند ... پس چگونه به مردن فکر کنیم ...؟! چگونه ...
کاش ميشد داد بزنم بگم که تو مال منی واسه پر کشيدنم تا قلب آسمون بال منی خودتم خوب ميدونی چقدر دلم ميخواد تو رو ... اونقدر که وقت رفتنت با التماس ميگفت نرو به خدا که آرزوی قلب من تنها يه چيزه و اونم فقط وصاله منتها اون اولم گفتم که داشتن و به تو رسيدنم خيلی محاله الهی بياد يه روزی که من و تو ما بشيم تا ابد کنار هم برای هم بمونيم و از همديگه جدا نشيم....
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید ،اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید ،اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .............
@jasmin yeki yedune یارو رفت دندون پزشکی همینکه رو صندلی نشست دهنش رو بیست سانت باز کرد پزشک گفت نیازی نیست دهنت رو اینقدر باز کنی ... یارو میگه مگه نمیخوای دندونمو پر کنی ؟ پزشک:من از همین بیرون هم میتونم کارمو انجام بدم ... !