kamran
یارو از کلاش خرگوش در میاره، من هنوز از قلبم یه میمون رو نتونستم در بیارم...
kamran
تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست !!! فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش کسی با یاد کس دیگه ای بخوابی
kamran
خودش را در آغوش دیگری پرت می کند .. در تخت دیگری غلت می زند ... اما ، خدا و خودش می داند که ..... که دارد حواسش را پرت می کند .. که دارد میان درد عشق غلت می زند ... دلش را جا گذاشته ... می داند کجا ، اما نمیشــــــود برود سراغ دلش ... راضی است به غلت زدن و پرت شدن ..!
kamran
و خواستن تو جنینی ست در من، که نه سقط می شود و نه به دنیا می آید!
kamran
ماه، اهلی کرده مردم را شهر، از هر چارسو امن است خواب در پلک من احساس غریبی میکند امشب.
kamran
شاهنامه، آخرش هم خوش نیست رستم قصّهء ما تیغ بر پهلوی سهراب فرو خواهد کرد.
kamran
غصه زیاد بخورین ... خلاصه هر کاری که میتونین انجام بدین تا زود پیر شین ! . . . . . خانه سالمندان هنوز مختلطه
kamran
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
kamran
سلامتي اونايي که تا ميان دخالت کنن همه بهشون ميگن تو يکي ديگه خفه شو !
kamran
سلام وصد درود .....صبح بخیر همه خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
kamran
عجب روزگاریه ، دل مال منه ، تو سینه ی منه ، اما واسه تو می تپه
kamran
کسی از این بنده خدا خبر داره ؟؟؟؟
kamran
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!