دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran
در دوره

در دایره ای که آمد و رفتن ماست او را نه بدایت نه نهایت پی‍‍داست کس می نزند دمی در این معنی راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست ...

kamran
kamran
در دوره

از زندگی سه چیز آموختم 1.از عشق رسوایی 2.از دوست بی وفایی3. از شب تنهایی

kamran
kamran
در دوره

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

kamran
kamran
در دوره

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود ودور یا خزانی خالی از فریاد و شور بعدها نام مرا باران و باد نرم میشویند از رخسار سنگ گور من گمنام می ماند به راه فارغ از افسانه های نام و ننگ

kamran
kamran
در دوره

من مي مانم با شب هاي خاطره.با بزنگاه خسته يك غروب.من مي مانم چون در چشم هايت ريشه دارم.نمي دانم كه چرا زمستان سرد است و پاييز مسلخ گاه برگ.چون اينجا صدايي نيست.حتي كلاغ ها هم نمي ايند.ولي من مي مانم.با شقايق ها و ياس شب سرود فتح ميخانم.تو مي ايي ميدانم.پس ميمانم

kamran
kamran
در دوره

عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری..... دل به هر کس دادم او زد به قلبم خنجری..... من سخاوت دیده ام دل را به هر کس میدهم..... شرم دارم پس بگیرم انچه را بخشیده ام.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

در شعر من چرخی بزن ای هد هد دیوانه ام یاری کن اینک قلب را ای مستی بی باد ه ام ما را به دریای جنون گه می کشی گه میروی

kamran
kamran
در دوره

نمیدونی چقدر سخته تو پشت نبض دیواری نمیدونم تو این روزا چه احساسی به من داری

kamran
kamran

@هیــــــــــوا نه! نگو شاعر تو خسته و ترسو شده است! چه كنم پیش تو دست دل من رو شده است! خانه خال تو آباد! لبت خندان باد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

@آرزو فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

kamran
kamran

@آزاده ایــرانی گفت: اگر من ناخدایم ، با خدایم نکن تو از خدای خود جدایم به تو محتاجم ای یار موافق به تو محتاجم ای همراه عاشق

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

@گـلـپــری ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم ... همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی.

kamran
kamran
در دوره

این بار تو بگو دوستت دارم نترس من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید!!!