kamran
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند…. و گنجشکها جدی جدی می میرند. آدمها شوخی شوخی زخم می زنند …. و قلبها جدی جدی می شکنند. آذمها شوخی شوخی لبخند می زنند…. و دلها جدی جدی عاشق می شوند
kamran
زندگی کوتاه است پس وقت خودتو برای کارهائی صرف کن که فرصت لذت بردن از تتیجه کارات رو داشته باشی
kamran
سلام و صبح بخیر دوستان خوبببببببببببب
kamran
♦ اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟
kamran
آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم ، شاید او تنهاتر از من باشد ... !
kamran
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته
kamran
دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی موندم چیکارش بکنم !
kamran
عاقلان گفتند فکر آب و نان باشم ولی شکر، در خورجینم از غم آب و نانی بیش نیست
kamran
هر کجا هستم تو را هستم که داری خانه در من مرگ من بادا اگر از خانه پا بیرون گذارم...
kamran
دل خـوش از آنیم که حـج می رویم غـافـل از آنــیم که کــج مـی رویم کعـبه به دیدار خدا می رویم اوکه همین جاست کجا می رویم