دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran
در دوره

واقعآ که................. دوستان خوش باشید ... من رفتم .....شما باش........پا شکسته امدم .........دل مرده میرم ........

kamran
kamran
در دوره

فقر محبت گرفته ام از انتظار آمدن ِ مهربانت آمدی ، اما نه چشمانت مرا دید نه دستانت حریف سردی دستانم شد

kamran
kamran
در دوره

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد. نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛ یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!

kamran
kamran
در دوره

دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت..

kamran
kamran
در دوره

آمازون با تمام درختاش... آسمون با تمام ستاره هاش... دنيا با تمام آدمهاش... بارون با تمام قطراتش خلاصه اگر همه رو با هم جمع کني، خيلي مي شه!

kamran
kamran
در دوره

قدیم دزدا بانک میزدن. . . . الان دزدا بانـک میزنن!

kamran
kamran
در دوره

انگار که از دماغ فیل افتاده است یا از شکم کروکودیل افتاده است اما ورم قوزک پایش گوید از روی درخت نارگیل افتاده است.

kamran
kamran
در دوره

حلیم مش رحیم و آش رشته به جاشون این روزا پیتزا فرشته چت و اینترنت و عقد غیابی چی شد اون عشقای داغ و برشته؟!

kamran
kamran
در دوره

وقتی اورجینال به دنیا اومدی... حیفه کپی از دنیا بری ....خودت باش !

kamran
kamran
در دوره

چه غریبانه صدایت میپیچید درون کوچه قلبم صدای تو وقتی‌ فریاد می‌زدی.. . . . . .آشی.. پلویی... سبزیه.. بدو... سبزی!

kamran
kamran
در دوره

به سلامتي اولين زن شوهرداري كه عاشقش شدم. . . مادرم

kamran
kamran
در دوره

تو را به دادگاه خواهند کشید...... .شاید به حبس ابد محکوم شوی جزییات جنایتت معلوم نیست اما اثر انگشتت را روی قلبی شکسته یافته ام

kamran
kamran
در دوره

در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند...... بلا نسبت

kamran
kamran
در دوره

-آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم

kamran
kamran
در دوره

می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم هک کردی

این ارسال را بازنشر کرده است.