kamran
آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست ، در همین یک قدمی .
kamran
یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم گروه پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز دو چشم از بر ِ سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ به زور کیانی رهانید دست جهانسوز مار از جهانجو ی جست بر آمد به سنگ گران ، سنگ خرد همان و همین سنگ بشکست گُرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ نشد مار کشته ، ولیکن ز راز ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
kamran
كودك فال فروشی راپرسیدم چه میكنی؟ گفت : به آنان كه در دیروز خود مانده اند ، فردا را می فروشم !
kamran
هرروز ما پاکت خبرهایمان را باز میکنیم تا پیامهایی که دوستانمان فرستاده اند بخوانیم اما روزانه چقدر قرآن را باز میکنیم تا پیامهایی که خدا برایمان فرستاده بخوانیم.
kamran
من ، تو ; ما یادت هست ؟ تمام شد … حالا : تو ، او ; شما من هم به سلامت . . .
kamran
شب امتحان-خوابگاه دخترا : صدای هق هق و گریه ' ' ' شب امتحان-خوابگاه پسرا ( ساعت 5 صبح ): سرباز گیشنیز سره !!!!
kamran
اتل متل گلابی دلم تنگه حسابی یه روز باخرج خودت میبرمت کبابی!
kamran
تختی رو کشتن ، بروسلی رو کشتن ، داداشی رو هم کشتن ولی تاحالا دیدی یه آدم معتاد رو بکشن. نتیجه اخلاقی : ورزشبیشتر از اعتیاد برای سلامتی ضرر داره!
kamran
دیدند که در خلوت خود می خوردیم شلاق و تشر زدند و ما هی خوردیم دادیم تعهد که به می لب نزنیم دیگر پس از آن همیشه با نی خوردیم
kamran
هر بلایی کز آسمان آید گرچه بر دیگری قضا باشد بر زمین نارسیده می پرسد خانه کامی کجا باشد!؟
kamran
خرها، زیاد هم خر نیستند؛ بلکه موجودات وظیفه شناس خجالتی هستند , که “نه” گفتن را نیاموختهاند
kamran
به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثه فانوس دریایی نمیچرخه!!!
kamran
چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس
و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان . .