كامياب
یک روز آفتاب / یک روز بارون یک روز بی من/ یک روز با من یک روز غمگین /یک روز بی غم یک روز همدل / یک روز دشمن ..........تكليف من چيست در اين دو گانگي ها
كامياب
سلام دوستاي خوبم شبتون بخير
كامياب
چشمانم از خاطره خیسه و دلم از دلهره لبریز یا دگاری می نویسم روی سنگ قبر پاییز از غروبی که تو رفتی تا طلوعی که ندیدم نه تو از خودت گذشتی نه من از خودم بریدم
كامياب
من از ان روزهایی میترسم .. . که نفسهایم نقشه ی قتل هم را می ریزند .. . و قلبم ارام . . ارام و ارامتر دنیا را باور میکند .
كامياب
خودم را به شادیِ تو فروختم و حواسم نبود که حواست به بهای من نیست.. حال ، خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم
كامياب
خودم را به شادیِ تو فروختم و حواسم نبود که حواست به بهای من نیست.. حال ، خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم
كامياب
گاهی جوانی در بیست سالگی میمیرد ولی در هفتاد سالگی بخاک سپرده میشود!!!!!!
كامياب
من از مجنون شدن ترسی ندارم ولی ليلي شدن کار شما نیست..
كامياب
خدا ابتدا آب را ، سپس زندگی را ازآب آفرید جهان نقش بر آب و آن آب بر باد ...
كامياب
شب که می شود فشرده می شوم در خیال تو تا تمام شوم از " بودن "!
كامياب
گلوله ای که من را کـُـشت .... . . . می خندید !
كامياب
گفتم بگو سکوت کرد ..... و من همچنان گوش می کنم
salam na khub nistam
14 سال و 11 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 15 دقيقه قبلچرا عزيز خوب نيستي
14 سال و 11 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل