دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

این که می‌ گویم می‌ روی !؟ یعنی ... می‌ شود نروی ؟ یعنی ... حالا که می ‌روی زود بر می‌ گردی ؟

كامياب
كامياب

وقتی باخداگل یاپوچ بازی میکنی نترس! تو برنده ای !چون خداهمیشه دو دستش پره

كامياب
كامياب

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ که به عمری نتوان دست در آثارش برد

كامياب
كامياب

@بانو جاسمین بی خبر آمد ... بی دلیل رفت ... قصه ای کوتاه ... اما با شکوه ... سلامي دوباره خوفي

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

لبخند تو را چند صباحی است ندیدم: یكبار دگر خانه ات اباد بگو : سیب...!

كامياب
كامياب

لباسی را که از تنت در میاری و بی توجه پرتش می کنی من آرزوی بوییدنش را دارم . . .

كامياب
1317056266784465_thumbسسسسسسسسسس.jpg كامياب

@بهاره چه سخت .. هم پاییز باشد ! هم ابر باشد ! .....هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا.. نه تـــــو باشی .. نه دستی برای فشردن باشد !.. نه پایی برای قدم زدن باشد و .. نه نگاهـــی برای زل زدن....

كامياب
1317055814678753_thumb.............jpg كامياب

بالا را چــــرا نگــــاه میکـــــنی ؟ خـدا همـینجاست ... لابلای همـین جهنـمی که تو ساختی و مـــــن بهشـت می ناممـش.....!

كامياب
كامياب

واژه های پلاسیده ام را با فرغون دستی ام به خیابان می برم... می خواهم حراجشان کنم اما به یادم نمی آیند! بد زمانه ایست وقتی زاییده های ذهنت هم به تو دهن کجی کنند!

كامياب
كامياب

منم رفتم دوستان مواظب خودتون باشيد تا ديداري ديگر خدا نگهدارتان

كامياب
كامياب

باران از گونه های ابر لغزید من کنار جاده با نگاهی خیس خوب یادم هست جاده هم تو را گریست

كامياب
كامياب

باز هم شب باز هم تنهایی باز هم گوشه سرد این اتاق بدون تو...

كامياب
كامياب

حالا دیگر من با صدای او نه می خوابم و نه بیدار می شوم

كامياب
كامياب

مثل مترسکی که شانه هایش تکیه گاه هیچ عشقی نبوده ترس می فروشم

كامياب
كامياب

در آستانه تو به دریا و تبر خیره می شوم دریا ته مانده مردانگی ات بود و تبر قاتل عاشقانه های من از تو چیزی برای عشق ورزیدن نمانده بود و نه برای انتقام.