دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

هیچ کس ندانست سکوتم از بهر تنهایی است چرا سکوتم را بشکنم وقتی کسی نیست چشم من برای این تنهایی غمگین است پشت پرده ابهام چشمانم سکوت از تنهایی سنگین است سکوتم را بشکنم این به سود کیست سکوتی که گر بشکند باز هم سنگین است

كامياب
كامياب

سلام دوستان خوبم

كامياب
كامياب

پرنده عزیزم هیچ غصه نخور که همه از اینجا سفر کرده اند ... سفر قانون زندگی است و مهاجرت تنها راه گریز از خودباختگیست ...... دوستان خوبم اگه ازم رنجيديد حلالم كنيد شايد ديگه هيچ وقت نيام اينجا خدا حافظ همتون

كامياب
كامياب

@بانو جاسمین نه , میدانم راه گریزی نیست از این روزهای سرد وبی خورشید رفتن آرزوی من است اما هنوز مانده ام زیبایی مال شما من در پایانی تلخ فرورفته ام مرگ کجاست ساختن دشوار است در این روزگار حتی برای من که همواره سوخته ام

كامياب
15.jpg كامياب

من فرشته ای هستم که بلند پروازی را بیشتر می پسندم اما زندگی به بالهایم پرواز کردن نیاموخت .

كامياب
كامياب

دلی که سنگی ست چه داند که درستی کدام است همدردی را نخوانده وفا را ندانسته و می کند افتخار بر سنگی بودن خود

كامياب
كامياب

پای پنجره به انتظار محبت و عشق و عاشق شدن و رسیدن پیام خوش مباش آن خبر نمی آید هرگز نمی آید

كامياب
كامياب

ای کویر سینه من بوته های آتشت کو در شب سرد جدایی شعله های سرکشت کو

كامياب
كامياب

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ اگر صد هزار بار هم مواظب قلب دیوانه ی خود باشی باز هم قلب تو به تپش در خواهد آمد ولی فکر کن این لحظه ای که هست داستان آن شاید فردا نباشد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

@♂♀ SεtåЯε ♂♀ تنهای تنها ، باید بروی محبت و مهر و وفا سالیان ِ درازی است که به گورستان سفر کرده اند مگر جنازه هایشان را خودمان دفن نکردیم؟ در گورستانِ نامردی و بی شرمی؟

كامياب
كامياب

حالمان بد نیست غم کم میخوریم کم که نه هر روز کم کم میخوریم آب میخواهم سرابم میدهند عشق میخواهم عذابم میدهند خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه اندیشه ام در میان خلق سردرگم شدم عاقبت آلوده مردم شدم درد میبارد چو لب تر میکنم طالعم شوم است باور میکنم آه در شهر شما یاری نبود قصه هایم را خریداری نبود خسته ام از قصه های شومتان خسته از همدردی مسمومتان هیچ کس از حال من پرسید ؟ نه هیچ کس اندوه مرا دید ؟ نه هیچ کس چشمی برایم تر نکرد هیچ کس یک روز با من سر نکرد....

كامياب
كامياب

بر خاک بخواب نازنین تختی نیست آواره شدن حکـایت ســـختی نیست از پــاکیه اشکــهــای خود فهمــیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

كامياب
كامياب

@بانو جاسمین خدايا پرستوها را تنهايشان مگذار هرگز ..

كامياب
كامياب

دلم گرقته است . دوباره دلم هواي تو را كرده است . خودكارم را از ابر پر ميكنم و برايت از باران مي نويسم . وقتي كه قطرات باران لحظه هايم را مترنم ميكنند به ياد تو مي افتم به ياد روزي كه تو را در ميان شقايق ها ديدم . به ياد روزي كه شمع را سرودي و خاكستر شدي. مي خواهم به سوي تو بيا يم تو را در كجا مي توان يافت ؟ در آواز جغدي كه شوم مي خوانندش يا در آواز سينه سرخ ؟ در سلام دختري كه تازه سخن گفتن آموخته يا در سلام دختري كه پي آرزوهايش مي گردد ؟ در عطر سيب سرخ يا در بوي موزهاي جنوب ؟ كاش مي توانستم از گوشه هاي افق برايت آواز بخوانم. كاش مي توانستيم در بيشه اي گمنام زير سايه شمشاد ها باشيم. دوباره شب، دوباره تنهايي، دوباره تپش اين دل بي قرار، دوباره سايه حرفهاي تو كه روي ديوار روبه رومي افتد

كامياب
كامياب

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت / پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت / دل از خدا برید و در زمین نشست / صدبار عاشق شد و دلش شکست / به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود / یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود