كامياب
اين بــــــار بيــــــ تــو فــــــاصله هــــا را نمي دود در سوگــــــ آرزويــــــ تو سيـــــــگار مي کشد
كامياب
وقتيـــــ که مي رويـــــ و دلش تنــــگ مي شــــود بي شکــــــــ به جستجويـــــ تو سيـــــــگار مي کشد
كامياب
زنيــــ که در روبرويـــــــ تـــــو سيــــــگار مي کشد در فکر گفتگويـــــــــــ تو سيــــــگار مي کشد
كامياب
گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند .
كامياب
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم چندین برابر شد..........!
كامياب
دستانت دیگر مرا گرم نمیکند و نگاهت خالیست . بی هیچ مفهومی ... دود چشمانم را آزار میدهد ... فقط بگذار بخوابم . بی هیچ رویائی ... و تمام نفسهایم را هدر میدهم ... دیگر کسی نیازی به نگاه منتظر من ندارد ...
كامياب
به گوش خدا برسانید آدم این حوا سالهاست که رفته است ! این حوا تنها را برگرداند پیش خودش! بهشتش را نمیخواهم به جهنمش هم راضی ام ! ...هر جایی باشد به جز این دنیا ! این دنیا زیادی بوی آدم گرفته است !!
كامياب
من هر روز در تلاشم تا خا طرم بماند و تو هر شب دعا مي كني كه فراموش كني! خاطراتمان چه بلا تكليف اند!
كامياب
شاید راه هوایی باشد و من اندر عذابم شاید چنین باشد سزایم کو اشکهایم؟کو دردهایم؟ شاید در ورای سما باشد بالهایم کی رسد سکوت به دادم؟ بیفت به یادم که بیابم راهم
كامياب
روز خوبي داشته باشيد خدا نگهدار دوستان