كامياب
من غريبم آري تو غريبم كردي تو مرا همچون شمع از سر جور و جفا سوزاندي تو مرا سوزاندي تو مرا بر در و ديوار بدي كوباندي تو مرا از بودن تو مرا از من و از ما و تو پنجره ها ترساندي تو مرا از فردا... تو مرا از دريا... تو مرا ترساندي من اسيرم آري تو اسيرم كردي... بي خبر از باران.. تو كويرم كردي از شراب دوري تو چه سيرم كردي من شكستم ، آري تو شکستم دادي
كامياب
بر روي سنگ قبرم ننويسيد که عاشق بود بنويسيد اخلاقش بچه گانه بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد که چه رنجهايي را تحمل کرد بنويسيد دروغگو بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد در جواني مرد بنويسيد پير شده بود پير جواني بر روي سنگ قبرم ننويسيد تنها بود بنويسيد بهترين دوستش تنهايي بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد عشق در وجود او نبود بنويسيد وجود او عشق بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد عاشق باران بود بنويسيد باران موثر ترين داروي او بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد که کم تحمل بود بنويسيد مشکلاتش بيش از اندازه بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد روزاي آخر غمگين بود بنويسيد شاد بود مرگش فرا رسيده بود بر روي سنگ قبرم ننويسيد از دوري يار مرد بنويسيد از عشق يار مرد بر روي سنگ قبرم ننويسيد که روز تولدش مرد بنويسيد که هرگز متولد نشد بر روي سنگ قبرم ننويسيد نامش (...... ) بود بنويسيد نامش ديوانه بود
كامياب
ببار بارون٬شاید آروم بگیرم ببار ای آسمون٬حرفات ترانه است تو هم مثل منی٬گریه ات بهانه است ببار ای مهربون قلبم شکسته ببار ای همزبون٬تنها و خسته صدای چک چک آواز خوندن ترانه تو قفس آوای بودن ببار حالا از این درد زمونه که تنها منو کرده دیوونه بازم دلم بهانه کرده
كامياب
لبــــــ را نميـــــــ گشـــايد و رســـــــوا نمي کند در حــــفظ ابرويــــــ تو سيـــــــگار مي کشد
كامياب
اهســـــته عکس تـــــورا در بغلـــــ گرفتــــــ و بعــــد... با بوسهــــ بر گلويــــــ تو سيــــــــگار مي کشد
كامياب
هرگـــــز سخـــن نگفتـــــ و ســــــکـــوتشــــ ترانــــــه شد اهنگســــــاز رويــــــــ تــــو سيــــــــگار مي کشد
كامياب
وقتيـــــ نفســـــ زنان به کنـــــار تـــو مي رســد با عطــــــر رنگـــــ و بويــــــ تــــو سيــــــــگار مي کشد
كامياب
زخميــــ تــــــر از هميشـــــهــــ نگاهشــــــ به دستــــــ توستـــــ در وصفـــــــ دارويـــــــ تـــو سيــــــــگار مي کشد
كامياب
باور کن!... کار من نیست کار دل است دلم... جایی میان نفس هایت گیر کرده است.
مرسی عزیزممممممممم
14 سال و 11 ماه و 1 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبل