دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

بر مزار ما غريبان،نه چراغی،نه گلی نه پر پروانه سوز و نه صدای بلبلی ما در اين شهر غريبيم و در اين ملك فقير به كمند تو گرفتار و به فكر تو اسير

كامياب
كامياب

آن که باز آید مرا از غم رها سازد تویی درد این آوارگی از تن رها سازد تویی اگر خانه دل را ویرانه کرده دست غم آن که این ویرانه را از نو بنا سازد تویی

كامياب
كامياب

دلم برای قلبی میسوزد که بعد از من گرفتار تو میشود ، دلم برای کسی میسوزد که بعد از من عاشق تو میشود، از همینجا تسلیت میگویم به دلی که دیوانه ی آن چهره ی به ظاهر، ماه تو میشود

كامياب
كامياب

طلوع طالع من هنوز روشن نشده پای قرار بی قراری های تو غروب کرد من در این سطرهای پنهانی به دنبال حرمت روزهای از دست رفته ام

كامياب
كامياب

در این آسمان بی ستاره ، یکی از ستاره ها در آسمان مانده ، ستاره ها همه خوابند، اما این ستاره به عشق دیدن آسمان بیدار مانده.

كامياب
كامياب

گر چه دوری زبرم همسفر جان منی قطره اشكی و در ديده ی گريان منی اين مپندار كه يادت برود از نظرم خاطرت جمع كه درقلب پريشان منی

كامياب
كامياب

تن ات آمو نگاه ات بحر عمان و چشمان تو اقیانوس پنهان ولی با این همه دریا مزاجی کنارت تشنه لب جان داده هجران

كامياب
كامياب

من این جا نازنین در سوگواری تو آن سو منتظر با بیقراری و سالنگ که در بین من و توست به خود می لرزد از این شرمساری

كامياب
كامياب

@aynor وقتی سجاده ی مادر میشه آخرین پناهگاه واسه اشکام وقتی یه کتاب رو رحل چوبی میشه ذکر شب و روزم وقتی با آهنگ ربّنا سراغ سجاده ی عشقم میرم زمزمه ی آمین فرشته های آسمونیت که می آد باهات انس می گیرم بهت چی بگم؟! جز این که تو تنگنای این سینه ی حسرت کشیده ام دعا می کنم... دعا می کنم که از بر شم مشق عشق و ثنا رو شکر و وفا رو مهر و غنا رو الهی...

كامياب
كامياب

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ فرهیخته ی ز شهر جان آمده است آواره ترین مرد جهان آمده است آغوش ادب باز کن ای نیشاپور آتش نفسی کنار تان آمده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

کالبد قلب بیمارم نقاهت نفرین شده اش را یافت ولی در نهان خانه ی ترس در استقبال مرگ مرگ دیباچه ی عقل در گلبوسه ی زخم ها خنیاگری غم ها حال می گویی چه کنم با مناقشه ی قلبم: هم نشینی با مهربانیت یا خواندن غزل خداحافظی؟!

كامياب
كامياب

شوکران به دست قدم رنجه کردی در حال و هوای دلتنگی من لبریز کردی کاسه ی اندوهم شدم یک کولی آواره دلگیر کردی غروب زمستانی ام به خیال خودم در کوچه های سوت و کور قلبت طی الارض کردم زمین گیر کردی شوق مستانه ام دو سه پیمانه از مهربانیت در جام می ام ریختم نمک گیر کردی صوفی عشقم شاید این رسم زمستان روزی تمام شد شاید این مهربانی حرام شد ولی من در انتظار این غبار بی سوار می مانم...

كامياب
كامياب

شوکران به دست قدم رنجه کردی در حال و هوای دلتنگی من لبریز کردی کاسه ی اندوهم شدم یک کولی آواره دلگیر کردی غروب زمستانی ام به خیال خودم در کوچه های سوت و کور قلبت طی الارض کردم زمین گیر کردی شوق مستانه ام دو سه پیمانه از مهربانیت در جام می ام ریختم نمک گیر کردی صوفی عشقم شاید این رسم زمستان روزی تمام شد شاید این مهربانی حرام شد ولی من در انتظار این غبار بی سوار می مانم...

كامياب
كامياب

رج زدن لاشه خاطره ها دوختن شکاف فاصله ها شده حقّه ای مسموم و سیاه تاریک تر از یلدا برای دسترنج ب ی خ ی ا ل ی من برای تکرار ب د ب ی ا ر ی من

كامياب
كامياب

این روزا هوایی تر شدم ولی دیگه نمیشه هم تو باشی هم هوا تو باید بری تا نفس بکشم