دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

نفس می کشم نبودنت را نیستی... هوای بوی تنت را کرده ام می دانی؟ پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ... گرما زده می شوم ، تو را کم دارم سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ... تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران... مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم ...

كامياب
كامياب

شکستن خـــرد کردن ســــــــوزاندن خاکســـــتر کردن به باد دادن... از هر انگشتت یک هنر می بارد !

كامياب
كامياب

@الهــــ ه چه خاک حاصل خیزیست... جوانی من...!!! حسرت ها به سرعت ثانیه ها می رویند...!!!

كامياب
كامياب

سلام دوستان خوبم

كامياب
كامياب

دوستان خوبم روز خوبي داشته باشيد خدانگهدار

كامياب
كامياب

چه رسالتِ مختصری داشتی پیامبرِ یک شبه‌ی من! به تو که فکر می‌کنم لبخند به لب‌هایم نازل می‌شود

كامياب
كامياب

بارانی مورب در نیمروزی آفتابی هیچ اتفاقی نیفتاده است. تنها تو رفته ای اما من قسم می خورم که این باران بارانی معمولی نیست حتما جایی دور دریایی را به باد داده اند...

كامياب
كامياب

کاش در بستر تنهایی تو پیکرم شمع گنه می افروخت ریشه ی زهد تو و حسرت من زین گنهکاری شیرین می سوخت

كامياب
كامياب

به چه می اندیشی؟ نقطه ای دورادور هاله ای از فردا شاخه های تردید سایه هایی از نور چشمهایت اما، سخن از بوی نم و هق هق باران دارد و نشان می دهد از وسعت تنهایی تو یک دنیا

كامياب
كامياب

خواستم از احساسم بگویم گفتی نگو ! سکوت کردم ... خواستم از دلتنگی ام بگویم گفتی نگو ! سکوت کردم ... خواستم گله کنم گفتی نباید ! سکوت کردم ... خواستم زار زار ببارم گفتی نبار ! سکوت کردم ... سکوت کردم ... سکوت کردم ... حالا فقط سه نقطه مبهم از من باقیست ! خودت معنی اش را پیدا کن " . . . "

كامياب
كامياب

دور از چشم ِ تو عرق كرده‌ام داغي ِ بهشت را و لرزيده‌ام از سردي جهنم حالا ديگر باز مي‌كني دو چشم ِ قشنگت را ؟

كامياب
كامياب

این شعر یک جا سیگاری است که مرا در آن خاموش کرده اند. این هم خاکسترش کمی رنگ خون دارد یک نفر مرا چون سیگاری بر لب گذاشته تا آخرین ذره دود کرده است...

كامياب
كامياب

خداحافظ مگو بامن مرو ای روح از جانم در این دنیای عاشق کش تو هستی جان وجانانم تمنایم همه اینست ای تصویر رویایی برای خواهش اشکم بمان در قاب چشمانم.

كامياب
كامياب

امشب کم توقع شده ام آرزویم کوچک است و کم حرف هیچ نمیخواهم جز ‏تو

كامياب
كامياب

وقتی نگاهت را به چشمهایم هدیـــه می دادی ... بـــاز هم ، هیــــچ نمی دیدی ؛ جز تصویر مبهم صورتت را ... شانه هایم ؛ شاید جایی برای گریه هایت بود ... امّا نه بهانه ای ، برای اشک هایت ... !