دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

دگر اصرار نمیکنم برگردی در دل تو ، غم من اثر ندارد امـــــا اگر روزی از آنهمه غربت سرد دلت گرفت اینجا کسی منتظر است؛ برگرد ...!

كامياب
كامياب

امشب باز هم بغض تنهایی ٬ گلویم را فشرد امشب باز من بودم و خیال تو امشب باز حُرم آغوشت را طلب کردم امشب باز تا توانستم از تو گفتم امشب باز تو بودی و خلوت دل

كامياب
كامياب

تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

كامياب
كامياب

تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم که با من صادق بود

كامياب
كامياب

در لا به لای این بال شکسته ، پری نیست برای پرواز این دلشکسته در تکرار روزهای گذشته ، نیست روزی به زیبایی روز به غم نشسته.

كامياب
كامياب

تورا دیدم به نظرم آمد ، چقدر آشنایی خـــــدا کند تو همان لیـــــــلی ام باشی من برایت مجـــــــــنون باشم .

كامياب
كامياب

به ديوار سلام مي كنم و گاه كه بي هوا بهش ميخورم ازش دلجويي مي كنم ببخشيد آقاي ديوار... و باز صندلي را با خودم مي چرخانم ومي رقصانم چپ...راست... چپ...راست... يادمه رقص بلد نبودم! اما غم مرا هم به رقص وا داشته! اشك هايم را پاك ميكنم و باز با صندلي ميرقصم... بلند بلند آواز سر مي دهم من خوشبختم چون غم دارم... صندلي رو به دور خودش و خودم مي رقصانم فرياد ميكنم... من با غم هايم خوشبختم با غم هايم مي رقصم...

كامياب
كامياب

بعضی وقتا هست که دوس داری یکی کنارت باشه ... محکم بغلت کنه...بذاره اشک بریزی راحت بشی... بعد آروم تو گوشت بگه دیوونه من که باهاتم!......

كامياب
كامياب

@باران بهاری امشب تو نیستی اما باران می آید و شب را تا به سحر میزلانش خواهم بود در نقطه ای از همین شهر شاید غرق در روشنایی یک اتاق باران را از یاد برده ای دستانم در میان دستانت نیست اما با سازم تا سحر زیر باران آن قدر می نوازم تا تمام شهر را لرزه ای از نوایی غریب فرا بگیرد و آن قدر باران را به تنم میکوبم تا شاید لحظه ای احساسی غریب تو را به زیر باران بکشاند گوش کن و در میان تمام قطره ها قلب کوچک منتظرم را ببین

كامياب
كامياب

همیشه می آیی و می روی یا شاید هم نمی آیی که بخواهی بروی و من همیشه در به در دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم

كامياب
14.jpg كامياب

گلوم و رها کن تو این هق هق من میمردم برا اون نبود عاشق من مبادا که عشقم تو قلبش بمیره میترسم که دست کسی رو بگیره بگید کاری این بار ازم بر نیومد بگید کم آوردم یا صبرم سر اومد...

كامياب
كامياب

آهای رهگذر بی خبر از همه جا این خیابان برای تو نیست برای من هم نیست حاشیه نرو صاف به سمت دوربین من بیا و تمام راه را به کفش هایی فکر کن که همین راه را چقدر با هم می آمدند و چقدر به هم می آمدند

كامياب
كامياب

از هجوم این حقیقت بی رحم ، پشت سکوتم سنگر گرفته ام ... و اشک های معصوم و به زانو فتاده ام مجالی برای فرصتی دوباره نمیابند .... و گونه های صبورم اینروزها از هر چه باران است بیزارند .

كامياب
كامياب

اگرچه من از دیرباز مرده‌ام این زمینی که چنین تنگ در آغوشم می‌فشرَد صدای دم زدنم را همچنان خواهد شنید.

كامياب
كامياب

به یادتم به وسعت قلب کوچکم ، شاید کم باشد اما قلب هرکس تمام زندگی اوست .