كامياب
دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟ الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
كامياب
دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند...* *اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !*
كامياب
به حساب خیالبافی ام مگذار ، اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبها ، فقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما !
كامياب
گفته بودی که چرا محو تماشای منی ، آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی ، مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود ، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی .
كامياب
امشب به تو به صدا گوش میکنم / من هرچه هست جز تو فراموش میکنم / من در سیاهی و ظلمت رسیده ام به حادثه / شمعی که روشن است خاموش میکنم .
كامياب
بر سنگ مزارم بنويسيد اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش
كامياب
بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا می زنم و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم ، که رمزش حروف اسم توست .
كامياب
وقتی ازت دورم فکر نکنی فراموشت میکنما، نه! فقط بهت فرصت میدم دلت برام تنگ بشه
كامياب
آخــــــرین لبخنـــــــــدم را پشـــــت ِ سـرت پاشــیدم … میدانســــتم , بر نـــــمی گردی...!!
كامياب
در ستایش مهربانیت همچون نماز مسافر ، شکسته ام !
كامياب
گاهـی " سکـــــــــــــــــــــــوت " علامت رضایت نیســـت ! . . . شـــــــــاید کســـی داره خفـــــــــــــه می شـــــه پـشـــــــت سنگیـــنــــیِ یـــــــک د ر د . . .