كامياب
صدای شکستن فلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد اشک هایم را ندیدی ، چون محو تماشای باران بودی ولی امیدوارم آنقدر در آینه مجذوب نشده باشی که حداقل زشتی دیو خود خواهیت را ببینی باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی . . .
كامياب
پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . .
كامياب
اگه دیدی دنیا برات مفهومی نداره تحمل کن شاید خودت دنیای کسی باشی.
كامياب
تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست ، چون اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونی رو که داری از دست بدی
كامياب
در سکوت دادگاه سرنوشت ، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت. گفته شد دلداده ها از هم جدا، وای بر این حکم و این قانون زشت…..
كامياب
درهجوم لحظه های پوچ جدایی سکوت تنها یاد گار لحظه های با تو بودن است وقتی ثانیه ها رفتن را تلنگر میزنند بودنت به کوچه فراموشی کوچ میکند
كامياب
تحمل ِ هر دویمان را ندارد، . . . اوّل کداممان باید از پل جدایی بگذرد؟
برای کشتن کسی که تو قلبت زنده ست باید هزار بار بمیری
14 سال و 11 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبلمن مردم ولي نتونستم بكشمت
14 سال و 11 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبلالان خودم خودمو میکشم
14 سال و 11 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 5 دقيقه قبلنه خدا نكنه اين كارو نكن
14 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل