❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بی دریا کشتی بی معناست مرگ کشتی ها اما در دریاست ! بدون باورها انسان بی معناست مرگ آدمی اما در انجماد باورهاست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است ، پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم ؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
روی سکوی کنار پنجره، همه شب جای منه. *چند ورق کاغذ و یک دونه قلم، همیشه یار منه. *کاغذای خط خطی، از کنار در بازه پنجره....، *می پرن توی کوچه،سرحال از اینکه آزاد شدن.، *نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن.......، *دیگه بیداریه شب عادتمه،همدم سکوت تنهایی من
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از تو ميگريزم توان ايستادن ندارم تاب بي حرمتي وقتي چشمانم را بي تاب كردي حرمت عشق را به تنهايي فروختم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ایـــن روز هـــا دلگرمـــی مــــی خـــوام , وگـــر نـــه چیــزی که زیـــاده ، ســرگرمی!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من ............
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
و من مدتهاست که آواره ام
آوارهی آخرین نگاهی که
از تو جا ماند توی چشم هام...
پلک بزن!
همین یکبار ؛
و بگذار
قصه این آوارگی تمام شود
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هرتبی
تب عشق نیست
گاهی وقتا
بعضی تب ها
از عفونت هوسه....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از عشق گفتم تو مدل ماشینم را پرسیدی من از محبت گفتم تو محل زندگیم را پرسیدی من از دوست داشتن گفتم تو وضعیت حسابِ بانکیم را جویا شدی من از ارزش ها گفتم،ارزش هایی که قیمت ندارند،امّا تو تو قیمت ارزش ها را با آهن و کاغذ برابر کردی . . . لعنتــــــــــــــــــي....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
و هـَمین روزمــرگــے هاسـت .. حاشیــه ســازِ لبخنـــدهــامان تـو امـــــا ٬ از آنِ هر لــحظـه مـی شوی قــلم میـــزنــے .. تــراژِدی هایِ تَــمـــام روزگــارم را !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نه.. نه! گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم! به گمانم … یک خاطره است