Kimiya va
لحظاتی هست که هیچ چیز این زندگی قانعت نمی کند و فقط و فقط نیاز به اندکی مردن داری !
Kimiya va
دلگیرم از دنیآ و روزگآرش از بی کسی هآ و سکوت هآ! این منم که اینگونه خسته ام منی که همیشه خوب بودم و خندآن منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل! نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم! چون “تـو”، “من” نیستی! پس لطفا قضآوتم نکن…
Kimiya va
حس آن ته سیگار مچاله حس آن شاخه شکسته روی زمین حس بیمار در کما رفته حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین حس تنهایی و رخوت حس جان دادن تو خلوت حس مرگ دارم امشب !
Kimiya va
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . . دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . . اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!! وَ حآل هــَم کِه . . . گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . . زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . . وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . . گریـــه کنی . . .
Kimiya va
برای سفر به گذشته نیازی به ماشین زمان ندارم … منِ خسته با یک نخ سیگار و چند پک عمیق ، هر روز به گذشته سفر میکنم !
Kimiya va
وقتی فکر میکنی دیگه نمی خواد تورو ،بعد یه اس ام اس واست میاد " میخوامت واسه همیشه " کنار خودم بمون...
Kimiya va
برای سفر به گذشته نیازی به ماشین زمان ندارم … منِ خسته با یک نخ سیگار و چند پک عمیق ، هر روز به گذشته سفر میکنم !
چقدر سخته منطقی فکر کنی
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 23 دقيقه قبلوقتی
احساست داره خفت می کنه...!
زندگی را در لابه لای خاطراتم جا گذاشته ام...!
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 19 دقيقه قبل