دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kimiya va

shokh. mehraboon. ba marefat. barande jaeeze zibaee ............ درباره »
Kimiya va
زن - مجرد
امتیاز: 2176

دنبال‌شدگان

(312 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(46 گروه)

بازدید

Kimiya va
1370631753_ashk-matalebeziba.ir.jpg Kimiya va

بعضی آدمها یهو میان… یهو زندگیت و قشنگ میکنن… یهو میشن همه ی دلخوشیت… یهو میشن دلیل خنده هات… یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..! بعد همین جوری یهو میرن… یهو گند میزنن به آرزوهات… یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات… یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست…

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Kimiya va
Kimiya va
در وقتی...

وقتی ....... همش به گوشیت نگاه می کنی ولی یه نفرم یه اس ام اس بهت نداده

Kimiya va
1304965197_79cae92419f4e7eb035d1486e6cb4c53.jpg Kimiya va

بســـ کنــــ سآعتــــ….. دیگــــــر خستـهـ شده امـــ…. آرهـ مَنـ کم آورده امــ…. خودمــ میدآنمــ کهـ نیستـــ… اینقدر بآ بودنتـــ نبودنشــ رآ به رُخـــَم نکشـــ!

Kimiya va
55u0pjwzjejis3q9ghn.jpg Kimiya va

میدونی خدا تو دنیات گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد داد بزنن و بگن "بســـــــــــــــــــــــه دیگه نمی کشم" میدونی من به اونجا رسیدم صدای خورد شدنم رو حس می کنم اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم شاید اگه داد بزنم سریع بیای ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار یکی جلو دهنش رو گرفته واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم حس بــــــــــــدی دارم تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی چند نفر دوست دارن خیلی بده اینکه فقط به خاطر اونا تحمل کنی و بازم مثل همیشه در جواب سوالاشون بگی خیلی خوبـــــــــــــــــم و بزنی زیر خنده تو دنیات ماسک زندگیت بهم چسبیده خدا

Kimiya va
Fotos-Blogfa-Com-168.jpg Kimiya va

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی….. گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی….. گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی….. او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

Kimiya va
عکسهای-غمگین-1.jpg Kimiya va

@ᎯღᎯღᙢ گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی …

Kimiya va
33131804624899836590.jpg Kimiya va

دلـــــــم مـــــی خــــــواهـــــــد زنــــــدگــــی ام را موقـــتــــــــ بــدهـــــــم دســــتـــــ یــــک آدم دیــــگــر بـگــــــــویــــم تــــو بــــازی کـــــن تــا مـــن برگـــردم نــســــوزیـــهـا..؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Kimiya va
36839731406082863065.jpg Kimiya va

خبر از من داری؟… خبر از دلتنگی های من چطور؟ و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند… خبرش رسیده که مرده اند؟ هیچ سراغ دلم را میگیری؟ کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟ مچاله ام از دلتنگی؟ آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم وجدانت راحت… خبرهای من به تو نمی رسد…

Kimiya va
72558.jpg Kimiya va

قلبی دارم خسته از تپیدن مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..! مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه .. یـــک لبـــــخـنـــد .. بــه بــازی میـــــگیــــری ..! مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت .. و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم .. مــــــی گویند ســــاده ام ..! اما مــــــــن فـــــقــــــط ساکــــــــتم همیـــــــــن! درد فرآوان دارم و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!‬

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
1878-200x200.jpg Kimiya va

امروز روزیه که یه زمانی توش از شادی پر در آورده بودم اما الان حسی برام نمونده تا بخوام خرج فراموشی ها کنم و این آزارم میده اینکه حتی تظاهر به فراموشی کنی هم عذاب آوره اما انگار واقعا هیچکس جز خودم یادش نیست چه سخته یه زمانی چنین روزی از خوشحالی تو آسمونا باشم و یه زمان دیگه هم چنین روزی هیچکس رو نداشته باشم که کنار دلشکستگی هام باشه

Kimiya va
1366649740_mohemnistbodanat.jpg Kimiya va

می بخشم کسانی را که هرچه خواستند بامن ، بادلم و با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاشتند اما از آنها سپاسگذارم که یادم دادند: چطور زندگی کردن را حتی اگر بهترین ها را از دست بدهم این زندگیست که بهترینهای دیگر را برایم میسازد یادم دادند: آنرا یخواهم که به التمـــاس آلوده نباشد ... حتی زندگی پروردگـــارا به من بیاموز در طول عمرم آهی نکشم برای کسانیکه دلـــم را شکستند

Kimiya va
642176_vGTsDUU0.jpg Kimiya va

פֿـבایـآ وقــتـے בلت مـے گـیره چیڪار میکنـے... میرے یـﮧ گوشـﮧ مـے شینـے.... هـے با نگـآت بازے مـے ڪنـے ڪـﮧ... یـاבت برـﮧ مـے פֿـواستـے گـریـﮧ ڪنـے...؟! یـﮧ لیواלּ آب مـے خـورے ڪﮧ ... همـﮧ بغضـاتـو قـورت بـבے...؟! انـوقت یـآבت میـآد خــבایـے و بـایـב تنهـا باشـے...؟ פֿـבاجـوלּ לּـمیــבونـے... ایـלּ روزا چقــد פֿـבا بوבمــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
376606_356924991053395_1906334068_n (1).jpg Kimiya va

لبــخَنـב بزَن… بـבون انتظـــآر پاسخـﮯ از בنیــــآ…. بـבان روزی בنیا آنقَـבر شَرمَنـבه مـ ﮯشوב کــِ بهـ جـــآﮯ پآسخ لبــخَنـבت بآ تَمـــــآم سازهــــــآیَت مـﮯ رَقصَـב…

Kimiya va
u3bt1x8fud67v47e0it.jpg Kimiya va

همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد! اما تـــــــــــــــو همیشه وقتی باید باشی نیستــــــی