Kimiya va
Sade begam...delam kheyli gerefte. mojezash dare az cheshmam ghatre ghatre micheke.
Kimiya va
خسته ام از هر چیزی که نبودنت را به رخم می کشد … از همه چیز !
Kimiya va
ماشین به راه افتاد … حس میکنم اما چیزی از من به جا مانده ؛ بر روی سینه می گذارم آهسته دستم را … جای دلم خالی!…
Kimiya va
تقویم دنیایم این سالها پرشده است از قرمز های بی دلیل … اینجا که نباشی ، زندگی ام تا اطلاع ثانوی تعطیل میشود !
Kimiya va
بعد تو یه صداى مزاحمى هیچوقت ولم نکرد ! یه صداى مبهمى که هر دم تو گوشم میگفت : باختى …
Kimiya va
” بزرگ شدن ” تنها آرزوی بچگیم بود که واقعا به تجربه اش نمی ارزید . . .
Kimiya va
دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور دیگر جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور که دلت قرص شود که من هستم یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی ...
Kimiya va
شبتون پر از ستاره هایی باشه که هر شب به خدا سفارشتونو میکنن که همیشه ماه بمونین! شب همگی به خیر...