دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه....ای ترس تنهاییه من اینجا چراغی روشنه.....

leila
leila

آدمــا رو به انــدازه لــیاقــتشون دوست بدار و به انــدازه ظــرفــیتشون ابراز کــن ...

leila
leila

زندگي مثل بازي شطرنج مي مونه ، تا وقتي بلد نيستي همه مي خوان يادت بدن اما وقتي بلد شدي همه مي خوان شكستت بدن

leila
leila

زندگي مثل بازي شطرنج مي مونه ، تا وقتي بلد نيستي همه مي خوان يادت بدن اما وقتي بلد شدي همه مي خوان شكستت بدن

leila
leila

عتیقه‌فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسه‌ای ن[!] و قدیمی دارد كه در گوشه‌ای افتاده و گربه در آن آب می‌خورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند می‌خری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنه‌اش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. كاسه فروشی نیست.

leila
leila

داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز _____________________________________ کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد. جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم. مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد. اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسما

leila
leila

زندگی همچون یك خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است و تو درآن غرق... این تابلو را به دیوار اتاق مى زنى ، آن قالیچه را جلو پلكان مى اندازى، راهرو را جارو مى كنى، مبلها به هم ریخته است، مهمان ها دارند مى رسند وهنوزلباس عوض نكرده اى، در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم كارهات مانده است . یكی از مهمان ها كه الان مى آید نكته بین و بهانه گیر و حسود... و چهارچشمى همه چیز را مى پاید از این اتاق به آن اتاق سر مى كشى، از حیاط به توى هال مى پرى، از پله ها به طبقه بالا میروى، بر میگردى پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و حسن وحسین و مهین و شهین،... غرقه درهمین كشمكش ها و گرفتاری ها و مشغولیات و خیالات مى روى و مى آ یى و مى دوى و مى پرى كه ناگهان سر پیچ پلكان جلوت یك آینه است ... از آن رد مشو...! لحظه اى همه چیز را رها كن ، خودت را خلاص كن، بایست و با خودت روبرو شو، نگاهش كن خوب نگاهش كن

leila
leila

● مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی : کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

● گزنفون (۴۴۵ پیش از میلاد): مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند می کرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل می شود. از صفت های برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود. ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است. کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او بر

leila
leila

● افلاطون (۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد): پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز می داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.

leila
leila

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.. بعضی آدمها جلد زرکوب دارند ٬بعضی جلد ضخیم، بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند. بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی. بعضی آدمها ترجمه شده اند و بعضی تفسیر می شوند. بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند. بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند وبعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند. بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند. بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند. بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند. بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت. بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت وبعضی را توی کیف. بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند. بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند و بعضی ها معلومات عمومی. بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان . ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت به راستی ما کدامیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قيصرامين پور{

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

پلیس اماکن جمهوری اسلامی با ارسال دستورالعملی به پیست‌های اسکی اعلام کرده که : ورود خانم‌ها "بدون سرپرست قانونی یا شوهر" به پیست‌های اسکی ممنوع است.

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

آرام آرام می گذرم از باغی که فقط نارون دارد و نارنج و نگاه... دست می برم برای چیدن تو ولی خاطرات خشکیده فرو می ریزد...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

* بر خلاف جریان حرکت کردن نشان از نا آگاهی و نادانیست، هر قدر هم که به توان و فهم خود اطمینان داشته باشی، روزی فرا خواهد رسید،که توانایی ات به پایان خواهد رسید، و فهم و کمالات ات نیز در کوچه پس کوچه ها و بن بستهای زندگی،سرگشته خواهد ماند، آنجائی که توان و اختیار تو درمانده میگردد، یقین بدان که اراده خداوند در جریان است، لذا تنها راه نجات ، همراهی و همسویی با جریان اراده اوست، پس در برابر آن شعور والا و اراده ی ازلی،بگذار قامتت خمیده باشد، گاهی نیز سازِ خود را بر زمین بگذار و با ساز خداوند برقص و در تلاطم اراده و حضور او ، خروش زندگی را تجربه کن

leila
leila

* تا زمانیکه خود را برتر از دیگران میپنداری، و مادامیکه نسل و نژاد و تبار و زبان خود را ، از زبان و تبار و نژاد و نسل دیگران برتر میبینی، بدان که هنوز در بند غرایز خود گرفتار هستی، زیرا که انسان بدون فهم و کمال ،مبنایش غریزه است و غرض. همان گونه که زندگی حیوانات،تابع غریزه و احساس آنهاست. پس آنچه سبب برتری تو از دیگریست، زندگی بر مبنای ادراک عشق و تحققِ کمال است و نه چیز دیگر، و ادراک عشق و کشف معنای وحدت هستی، تو را به نقطه ای سوق میدهد که هیچ چیزی را موجب برتری از دیگران نخواهی یافت