سرهنگ پادگانمون (ارتش) بازنشسته شده بود، داشت لباسا و پوتیناشو بذل و بخشش میکرد بین سربازا، بهش گفتم جناب سرهنگ درجه ها رو به کی میدی؟ گفت درجه ها رو به کسی نمیدم، میزارم وسط همه با هم میرینیم روش!
بچه ها شوخی شوخی به گنچشک ها سنگ میزنن ، اما گنچشک ها جدی جدی میمیرند. آدم ها شوخی شوخی بهم زخم میزنن ولی قلبها جدی جدی میشکنن و تو شوخی شوخی به من لبخند زدی ولی من جدی جدی عاشقت شدم تو هم یکروز شوخی شوخی تنها هم میگذاری اما من جدی جدی میمیرم