leila
ماه رمضان، ماه مفروش کردن قدوم شب قدر با اشکهای شوق برای درک «زیباترین لحظهء حیات انسانی» است . . .
leila
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد . . ..
leila
ترانه ها زبانم را نمی فهمند خیالم دریده شده قلبم سرد شده افکارم مرده اند کاش کسی بود که درکم می کرد، ترانه های خیالم را می سرود... ترانه می داند قدر ترانه بوستان می داند قدر گلستان کبوتر با کبوتر گفته اند... اگر بودم در آن دوران باز را با کبوتر می دادم پرواز اگر بودم دگر زمانی بی عشق و ترانه نبود نمی گذاشتم ترانه ای در قفس محبوس بماند خیالم راحت بود که ترانه ها همیشه ترانه می ماند
leila
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است ... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی ... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند ... آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند
leila
چند نکته برای کسانی که میخواهند خوشاقبال شوند به غريزه ی باطنی خود گوش کنيد، چنين کاری اغلب نتيجه ی مثبت دارد. با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشکنيد. هر روز، چند دقيقهای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنيد.
leila
آدمهای خوشاقبال بر اساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد میکنند.
اول آن ها در ايجاد و يافتن فرصتهای مناسب مهارت دارند.
دوم به قوه ی شهود گوش میسپارند و بر اساس آن تصميمهای مثبت میگيرند.
سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی برای آن ها رضايت بخش است.
چهارم نگرش انعطافپذير آن ها، بد بياری را به خوشاقبالی بدل میکند.
leila
نيازمند چيزي بودم که باورش کنم نگاهت بر من افتاد و باور کردم خواهان کسي بودم که باورش کنم خود و روياهايت را با من تقسيم کردي و باورت کردم اما آنچه که براستي نيازمندش بودم مرا به دنياي درونت بردي و با اکسير عشق ياريم کردي و به برکت توست که امروز زنده ام , لمس ميکنم و باور دارم کسي , چيزي يا خود را تنها بخاطر وجود توست