leila
راست بگو مادر من فرزند کدام درختم؟ ببین تمام تنم را یادگاری ها فتح کرده اند. چقدر برای لحظه های بی درختشان تکیه گاه شدم. هر کس که می آید به یاد خاطره ای می افتد و بعد.. بر چشمانم زخمی و تاریخی می زند و... و...خداحافظ یادگار دل دل کردن من
leila
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن ...میخورد روی پیشانیاش
leila
می دانی ، خوب كه فكر می كنم می بینم گاهی یك شكلات ِ مغزدار بیشتر میچسبد تا عاشقانه های این معشوقهای تو خالی !
leila
بالاتر از عشق عادت است، هیچگاه کسی را که به تو عادت کرده رها مکن
leila
شبيه مه شده بودي... نه مي شد در آغوشت گرفت و نه آنسوي تو را ديد... تنهــــــا مي شد در تو گم شد که شدم
leila
همـه ی آدمـهــا درد دارنــد ... حتـمـاً کـه نـبـایـد جـای ِ زخـم هـایـشان را بـه شمـا نـشان دهنــد تــا بـاورتـان بـشود